قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ٣١ - برترى پسر بر دختر
در هيچ يك از اين تعبيرهاى گزنده و سرزنشگر، نكوهش يا خردهاى بر خود زن نيست، نه به تصريح و نه اشارت، بلكه همانا سرزنش بر عرب است كه چنين نگرش نادرستى درباره فرشتگان داشتند كه بسان انسانهاى مؤنث، دختران خدايند.
«ايشان از سر دروغپردازىشان مىگويند: خدا فرزند آورده است»[١] و فرزندان او دخترند.[٢] اين چنين، فرشتگان را دختر نام مىنهند[٣] كه نشان از نابخردى و نهايت ناآگاهىشان از پس پرده غيب است. اين است دار و ندارشان از علم و ايشان تنها گمانه مىزنند.
آنچه نابخردى اينان را مىنماياند، آن است كه چيزى را به خدا نسبت مىدهند كه براى خود نمىپسندند. جنس برتر را براى خود قرار مىدادند و آن را كه در پندارشان، زشت است، براى خدا مىگذاشتند كه اين نامگذارى و تقسيمى ناعادلانه است؛ حتى در تاريكىهاى پندار و خيال.
پس آنچه در آيه نكوهش مىشود، اين تقسيم ناعادلانه، طبق فرض آنان، است و در آن تأييدى براى اين برترى خيالى يا اقرار به واقعى بودن آن وجود ندارد.
اين هرگز همداستانى با ايشان نيست، بلكه رد آشكار، بر پايه اصول جدل در گفتوگو است.
اما كاربرد صيغه جمع مؤنث سالم (با الف و تاء) براى ملائكه در آيههاى «وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً وَ النَّاشِطاتِ نَشْطاً وَ السَّابِحاتِ سَبْحاً فَالسَّابِقاتِ سَبْقاً فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً»[٤] و آيههاى «وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً ... فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً»[٥] و آيه «لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ»[٦]- بنابر اينكه آيههاى ياد شده درباره وظايف
[١] . صافات، ١٥١ و ١٥٢.
[٢] . زخرف، ١٦-/ ١٨.
[٣] . نجم، ٢٧.
[٤] . نازعات، ١- ٥.
[٥] . مرسلات، ١- ٥.
[٦] . رعد، ١١.