قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٦٢ - انواع سحر
در همان كتاب خاطرات آمده است:
روزى تصميم به ديدن بزرگ مرتاضان داشتيم. مقرّ او در جنگلى پر از حشرات خطرناك و گزنده بود. وقتى به چند كيلومترى مقرّ او رسيديم، فضايى صاف و بدون هيچ حشره و پشهاى ديديم. از اين مطلب در شگفت شديم و از راز آن پرسيديم. گفت: ما اجازه نمىدهيم پشهها به حريم ما نزديك شوند.
اين، همه، اگر چيزى را اثبات كند، همان قدرت عظيم نفسانى است كه مرتاضان بر اثر رياضتها و ترك لذتها بدان دست يافتهاند و ربطى به سحر و ساحرى ندارد.
افزون بر اين، نفس آدمى، خود، نيروى بسيارى دارد كه به يارى آن مىتواند بر طبيعت چيره گردد؛ بدون اين كه از نيرويى خارج از محدوده خويش يارى جويد؛ البته به شرط آن كه نيروى درونى خويش را بشناسد و آن را با قوت و اراده به كار گيرد.
در تاريخ انقلاب بزرگ فرانسه، درباره «ميرابو» سياستمدار بزرگ فرانسوى- كه از رهبران انقلاب فرانسه در زمان لويى پانزدهم بود (١٧٤٩- ١٧٩١ م)- آمده است كه وى نماينده مجلس بود و در نطق، بسيار نيرومند و تأثيرگذار بود؛ به گونهاى كه موافق و مخالف را تسليم مىكرد. از نيروى درونى خارق العاده او، قضايايى نقل مىكنند؛ از جمله يكى از دوستانش نقل مىكند كه او را در حضور بر سر مزار مادرش، همراهى مىكردم كه ناگهان، سگ هارى به ما حمله كرد و بسيار خطرناك و وحشتانگيز بود. من با وحشت، به دنبال فرار بودم، اما ميرابو با آرامش و خيال راحت، سگ را آرام كرد و گفت: وحشت نداشته باش؛ من كار را به عهده مىگيرم.
آن گاه، در چشمان آن سگ خيره شد و ناگهان، سگ آرام شد و بازوهايش را