قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٢٨ - چونان سرهاى شياطين
است» و منظور، مارى است كه به خارستان پناه مىبرد؛ چنانكه مىگويد:
مار سفيدِ درخت سدر، گرگ درخت غضى،[١] خرگوش خلّه (درختى با طعم شيرين)، گاو وحشى حُلَّب (نوعى سبزى كه روى زمين پهن مىشود) و خارپشت سنگستان.[٢] به گفته شيخ ابوالفتوح رازى، اين تشبيه همانند تشبيه «عصاى موسى عليه السلام و تبديل آن به اژدهاى شتابان» به جانّ است كه نام مار پر پيچ و تاب نيز مىباشد.[٣] ابن منظور نيز مىگويد:
جانّ گونهاى از مارهاى چشم سياه است كه به زردى مىزند و بىآزار است. اين نوع مار در خانهها، بسيار ديده مىشود. سيبويه مىگويد: «جمع آن جِنّان است.» وى سپس شعر «خطفى»، پدربزرگ «جرير» را شاهد مىآورد كه در وصف شترى سروده است:
|
أعناقَ جِنّانٍ وهاماً رُجّفا |
وعَنَقاً بعد الرسيم خَيطفا |
|
(گردنهايى چون مار و تشنگانى لرزان؛ كه پس از دويدنهاى تند، به آهستگى حركت مىكنند.)
در حديث است كه جنّان را نكشيد. جنّان، همان مارهاى خانگىاند كه مفرد آن جانّ ناميده مىشود و باريك و كوچك است.
ازهرى در تهذيب اللغه، ذيل آيه «تَهْتَزُّ كَأَنَّها جَانٌّ»[٤] گويد: «جانّ مارى سفيد رنگ است.» ابو عمرو نيز گويد: «جانّ نام مارى است و جمع آن جوانّ مىباشد.»
زجّاج گفته است: «معناى آيه اين است كه عصا به حركت درآمد؛
[١] . نوعى درخت است كه بدترين گرگها بدان پناه مىبرند.
[٢] . تأويل مشكل القرآن، ص ٣٨٩.
[٣] . تفسير ابوالفتوح رازى، ج ٩، ص ٣١٣.
[٤] . نمل، ١٠.