قرآن و فرهنگ زمانه - معرفت، محمد هادى - الصفحة ١٠٧ - دو نكته
كاركنان خود را از كوچك و بزرگ، جمع مىكرد و با ايشان سخن مىگفت و مأنوس مىشد.
همچنين هرگاه بر سر سفره مىنشست، همهشان را بر سفره مىنشاند؛ حتى مهتر و حجامتگر را.[١] در حديث ديگرى آمده است كه حضرت، غلامان و كاركنان را بر سفره مىنشاند؛ حتى دربان و مهتر را.[٢]
اينجاست كه برده، ديگر يك كالا شمرده نمىشد؛ آن گونه كه روميان مىپنداشتند. او ديگر انسانى بود با شخصيتى آزاد كه اسلام او را تا مرحله برادرى و بزرگوارى، بالا برده است؛ آن هم نه در عالم خيال و خواب، بلكه در واقعيت بيرونى و عينى.
پيامبر صلى الله عليه و آله به كسانى كه با بندهخود بدرفتارى مىكردند، سخت اعتراض مىكرد و تأكيد مىكرد كه بايد با ايشان خوشرفتارى شود. حضرت در روايتى فرمود:
آيا شما را از بدترين مردم آگاه كنم؟ آن كه تنها سفر رود و مال خود را از ديگران دريغ كند و بنده خود را بزند.[٣]
ابو مسعود انصارى گويد:
يكى از غلامان را مىزدم كه صدايى از پشت سر شنيدم كه مىگفت:
«بدان اى ابا مسعود، بدان اى ابا مسعود، قدرت خداوند بر تو بيشتر از قدرت تو بر اوست.» نگاه كردم؛ ديدم پيامبر است. گفتم: «اى پيامبر خدا، او در راه خدا آزاد است.» فرمود: «اگر جز اين مىكردى، آتش تو را به كام خود مىكشيد.»[٤]
امام صادق عليه السلام نيز فرمود:
هركه بر بندهاى دروغ ببندد، تعزير مىشود و اين به دليل حرمت مسلمانى اوست.[٥]
[١] . عيون اخبار الرضا، ج ٢، ص ١٥٧.
[٢] . همان، ج ٢، ص ١٨٣.
[٣] . بحار الانوار، ج ٧١، ص ١٤١.
[٤] . همان، ص ١٤٢.
[٥] . همان، ج ٧٦، ص ١١٩.