درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٠ - برزخ و بدن مثالى
وجودى از نظر اينكه قوام شهود و ادراك صورتهاى بيشمار اعمال قلبى و جوارحى و جوانحى مدت عمر و زندگى وابسته بمثال بدن خود بوده و در صورت ادراك همه جزئيات و اعمال بيشمار او مثال بدن نيز جزء خواهد بود كه ادراك متعلق باعمال صادره از او در نظام طبع و عمل او باشد.
بعبارت ديگر همان طور كه در عالم تكليف همه افعال و رفتار و خاطرات و شئون وجودى او قائم نيروى نفس و روان و نيز قواى عامله و جوارح و بدن جسمانى او بوده همين حقيقت بايد در نظام برزخى صورت بگيرد باينكه روح بامثال بدن خود آنها را مشاهده خواهد نمود و همه آنها را در صحنه مثالى و خيالى و شهودى خود بتمام معنى الكلمه ببيند و بيابد با همه تشخصات وجودى.
چه آنكه از جمله نظام شهود عالم برزخ نظام جزئى و شهود افعال صالحه و طالحه و سرگذشتهاى بيشمار دوره زندگى و گفتارها است زياده بر وجدان و شهود روانى عقايد و فضائل و ملكات و سراير و صفاء و نورانيت است از اين نظر ادراك حوادث و امور جزئيه از شئون قوه متخيله و قوا و نيروهاى باطنى خود مانند بينائى و شنوائى و نظائر آنها خواهد بود بديهى است قوه متخيله و شهودى عالم برزخ وابسته بمثال بدن يعنى تعلق روح ببدن مثالى است كه فقط مجرد از ماده و جسمانيت است كه در اثر قطع تدبيرى روح از بدن جسمانى اكتفاء ببدن مثالى شده است و با بدن و جوارح مثالى همه آن موجودات و حوادث جزئيه عالم جسمانى و طبع را با نيروى شهود روانى و ملكوتى ببيند و احاطه بيابد و واجد همه آنها باشد بحضور ذاتى غير قابل زوال هم چنان كه بر عقايد و عمليات و فضائل و ملكات فاضله خود احاطه شهودى و واجد نورانيت و صفاء روحى بطور دائم خواهد بود.
بعبارت ديگر همان طور كه در عالم تكليف شخص فاعل هر يك از افعال و حركات قلبى و جوارحى و جوانحى خود را با نيروى متخيله انجام ميدهد با كمك جوارح جسمانى خود بهمين قياس همين صفحات و سرگذشتها كه در درون خود كرام كاتبين ضبط