درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠١ - اولى الامر ولايت مطلقه است
با اين بيان استفاده مىشود كه مفاد جمله (أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) افرادى مشخص كه حق سبحانه آنان را بسمت ولايت و تصدى و فرمانروائى امور جوامع بشرى معرفى فرموده از نظر صلاح ذاتى هر يك از آنان در اثر موهبت نيروى عصمت و طهارت ذاتى و صدق عملى است زيرا حق سبحانه هر يك از آنان را اولى الامر و زمامدار جوامع بشرى و فرمانروا خوانده و معرفى فرموده و اطاعت از هر يك از آنان را وظيفه عمومى طبقات جامعه اسلامى معرفى فرموده هم چنان كه اطاعت رسول صلّى اللَّه عليه و آله را بر عموم مردم واجب اعلام فرموده است. و هم چنان كه مقام رسول صادع وساطت در امور تكوينى و فرمانروائى و نظام جهانى است و لازم اين مقام رفيع وساطت در تعليم و تربيت جوامع بشرى و رسالت و نزول آيات كريمه قرآنى است.
بهمين قياس هر يك از اشخاص اولى الامر واسطه در فيوضات تكوينى و نظام جهانى هستند و در اثر اين مقام و منصب رفيع تعليم و تربيت و تصدى مكتب قرآن نيز بهر يك از آنان محول شده است.
از اين بيان استفاده مىشود كه تفسير جمله (وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ) بانديشمندان و صاحب نفوذ اجتماعى و سياسى و اهل حل و عقد هر يك از جوامع بشرى بر خلاف صريح كريمه است.
يعنى ساحت كبريائى هرگز از اهل حل و عقد مجهول الحال جوامع بشرى تعبير باولى الامر نخواهد فرمود.
هم چنان كه كريمه از رسول تعبير (أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ) فرموده است يعنى زمامداران و فرمانروايان با تدبير و بصيرت پيامبران را معرفى فرموده است.
از نظر اينكه صاحبان نفوذ اجتماعى و اهل حل و عقد هر يك از جوامع بشرى كه در ادوار تاريخ مجهول الحال و بطور كلى منطبق بر همه طبقات مردم در هر زمان مىشود حق سبحانه چگونه آراء و انظار هر يك از آنان را بسائر طبقات مردم تحميل فرمايد.