درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٢ - معاد جسمانى و روحانى

الصدق‌ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ.

قوله قدس سره: ...

و نيز چگونه ممكن است كه اعراض جسم به عالم آخرت انتقال بيابد و حال آنكه اعراض محسوسه از قبيل كم و كيف و وضع و غيرها همگى در معرض تغير و تبدلند زيرا همگى تابع طبيعت‌اند و طبيعت جوهرى مستحيل و سيّال و گذران است.

اقول موجود امكانى هيچ گونه اقتضائى ندارد جز آنچه را كه حق سبحانه در باره صفات و حدّ وجودى آن بر حسب نظام اتم مقرر فرمايد و بفرض كه جسم مادى چنانچه بعالم آخرت مقرر شود لا محاله بر طبق نظام عالم آخرت خواهد بود بطور ثابت و دائم و ابدى و نورانى.

پس اعتراض باينكه چگونه جسم و عوارض ذاتى آن به عالم آخرت انتقال مى‌يابد مورد ندارد زيرا جسم در عالم طبع حد وجودى آن عالم و نظام طبع است و چنانچه جسم در عالم و نظام آخرت آفريده شود بر طبق نظام آخرت ثابت خواهد بود بر حسب كريمه‌ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ كه مشيت اهل ايمان در عالم آخرت حاكم و قاهر بر نظام موجودات عالم و بر نظام آخرت است يعنى نظام موجودات و اشياء و نعمتهاى زياده بر تصور اخروى همه طبق و تابع نظام خاص و كاملترين نظام امكانى خواهد بود.

و لازم صريح موهبت بزرگ الهى آنست كه موجودات و اشياء و نعمتهاى اخروى همه لا اقتضاء هستند يعنى آنچه فرض شود كه از لوازم لا ينفك عالم و نظام طبع است اقتضاء ذاتى نخواهد بود بلكه محكوم بنظام آخرت كه كاملترين نظام امكانى زياده بر تصور است هم چنان كه تصور اينكه نظام وجودات و اشياء و نعمتهاى اخروى تحت حيطه و قدرت و مشيت ساكنان جوار رحمت خواهد بود.

زياده بر تصور و شگفت‌آور است در صورتى كه اراده و مشيت افراد بشر در عالم‌