درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٤ - معاد جسمانى و روحانى
آنان نخواهد بود بلكه فضيلت حقيقى آنست كه نفوس طاهره آنان در همه عوالم جنبه تعلق خود را حفظ نمايند زيرا عالم بشريت و عالم تعلق ارواح طاهره ببدن فضيلت ذاتى كه لحظهاى نبايد جنبه نفسيت و تعلق روح آنان ببدن سلب شود زيرا مارك فضيلت را كريمه إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ اعلام فرمود پس در عالم قيامت بايد با بدن متناسب عالم قيامت محشور شوند و در جوار رحمت و مقعد صدق همه ارواح طاهرة در حال تعلق ببدن و از لحاظ نورانى و صفاء و خود كفا نسبت باهل ايمان كامل كه مانند قدرت آصف و ساير رسولان خواهند بود.
و قول بتجرد ارواح طاهره اهل ايمان در عالم قيامت مستلزم آنست كه همه افراد اهل ايمان بصورت و حقيقت فرشتگان درآيند و جنبه بشريت و تعلق و نفسيت آنان سلب شود و مخالف با صريح آيات كريمه است مانند مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ مبنى بر اينكه افراد اهل ايمان كامل ساكن جوار رحمت هر يك بر اريكه و تخت عزت نشسته بآن تكيه زدهاند و نمىشود آيه را تاويل بوجود مثالى نمود زيرا وجود و بدن مثالى اختصاص بعالم برزخ و نظام مثالى دارد و عالم قيامت كه عالم حقيقى و كاملترين نظام امكانى و كلما يشتهيه الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ است بر تعلق روح بابدان طاهره و متحيره و خود كفا صورت مىگيرد و تمثل حقيقى اين جريان بوجود و بدن مثالى مفهوم ندارد زيرا عالم قيامت و موجودات و اشياء قائم بذوات آنها خواهد بود.
و نكته ديگر عالم قيامت محكوم بنظام مشيت قاهره اهل ايمان ساكنان جوار رحمت خواهد بود هم چنان كه صريح كريمه لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ است و شاهد قطعى است كه نعمتها قائم بذوات آنها بود.
قوله قدس سره و قد اشرنا الى ان وجود الامور الاخروية اصفى من التركيب و اعلى من الامتزاج و اقرب الى الواحدة الخالصة من هذه الامور الدنيوية:
اقول امور الآخرة و موجوداتها كلها بطريق الابداع نحو ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا