درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٥ - بيان ولايت است

اثر قرابت نسبى و سببى رسول قيام باين اعلام نموده.

ضمنا امكان دارد كه در مفاد آيه تصرف نمود باينكه مراد از جمله خطبة رسول كه مكرر فرمود

(من كنت مولاه فهذا على مولاه)

بمعناى دوستى و محبت است نه بمعناى ولايت بطور اطلاق يعنى زعامت امور و تصدى دعوت جوامع بشرى بمكتب قرآن و آله مژده ميدهد كه رسول صادع نسبت بنصب على بن ابى طالب عليه السّلام بخلافت و جانشينى از خود ناجح و ايمن از افتراء و خطر اتهام خواهد بود.

و از نظر اينكه آيات كريمه قرآنى كتاب صامت الهى است و قابل آنست كه در مفاد آن بر حسب تمايلات تصرف نمايند هم چنان كه در جمله‌ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ‌ تصرف نموده.

زيرا اين جمله مبنى بر تهديد بى‌نظيرى است كه ساحت كبريائى رسول صادع را تهديد فرمايد كه چنانچه در باره اعلام وصايت و خلافت على بن ابى طالب كوتاهى نمائى بمنزله آنست كه در باره اصل رسالت خود كوتاهى نموده و با صراحت تهديد كه دليل صريح لفظى‌ست باينكه رسالت رسول و بقاء آن در نظام جهان بر اعلام و نصب خلافت على بن ابى طالب استوار خواهد بود.

با اين صراحت از آن اعراض نموده در تفسير آيه گفته شده كه مراد اعلام دوستى و محبت با على بن ابى طالب و خاندان رسالت است و مفاد جمله كه مكرر فرمود در خطبه غديريه كه‌

(من كنت مولاه فهذا على مولاه)

همانا محبت و دوستى با على است.

و از جمله دلايل صريح كريمه‌ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌ است.

از نظر اينكه رابطه محكمتر از رابطه خلقت و آفرينش ميان حق سبحانه با بشر نيست و از نظر رابطه ايجاد و آفرينش بشر بايد در مقام اطاعت و سپاس از نعمتهاى حق سبحانه باشد و بهمان نظر از رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله اطاعت نمايد كه واسطه فيوضات تكوينى و تشريعى است.