درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٧ - بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت

از روح زائل نخواهد شد.

از جمله عالم برزخ كه بطور تمثيل و در عالم قيامت و آخرت بطور احاطه و ثابت و از شئون حياتى و چگونگى و از شئون قدرت و مطاهر قدرت خواهد بود هم چنان كه كريمه‌ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ‌ مبنى بر موهبت قدرت بطور اطلاق بر همه شئون زندگى و حياتى از نعمتهاى زياده بر تصور است و جنبه تعلق روح بامور جزئيه و سرور و حزن و الم و تأثر در عالم آخرت و قيامت محفوظ بوده و قابل زوال نخواهد بود.

زيرا صورتهاى جزئى اعمال صالحه و طالحه و ساير خصوصيات آنها از شئون نيروى خيال و صورتهاى جزئى و معانى است پس هم چنان كه روح نيروى عاقله و تعقل امور كليه و صور عقليه و معانى ساريه را واجد است تبدل پذير نخواهد بود از نظر تجرد آنها و تجرد روح بهمين قياس صورتهاى جزئى اعمال و حوادث در روح و نيروى خيال كه مرتبه و جنبه تعلق و نازل آنست ثابت و ذاتى و غير قابل تحول خواهد بود.

و بر اساس اين برهان معاد جسمانى و روحانى خواهد بود و جنبه تعلق نفس و روح بامور جزئيه و اعمال دائم و غير قابل زوال خواهد بود و منافات ندارد كه روح از نظر صور علميه و كليات علوم مجرد از لوازم ماديت باشد هم چنان كه در عالم طبع نيز چنين است از نظر اينكه جزء آن نيست.

و اولياء و ذوات قدسيه با همين نيرو و روان كه احاطه و قدرت شهودى آنان بر عوالم زياده بر تصور است (فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ) بطور دائم باشند بلكه در همه عوالم واجد اين مقام صدق خواهند بود.

٤- جمله‌ (ما عَمِلَتْ) اطلاق آن شامل هر چه را كه از روح و روان بشر صادر شده چه از درون و يا جوارح و خاطرات قلبى و فكرى كه اساس صور علميه و يا صورتهاى اعمال و حوادث كه با آنها مواجه بوده و همچنين تشخصات و لوازم بيشمار هر يك از آنها كه زياده بر تصور است هم آنها مشمول عنوان عام ما عمل خواهند بود، زيرا مشخصات و لوازم تشخص ركن و قوام وجودى عمل اختيارى‌