درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٢ - اولى الامر ولايت مطلقه است

زيرا بر حسب برهان و مفاد كريمه‌ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ‌ هرگز حق سبحانه ستمگران و مجهول الحال از مردم را مورد عهد و پيمان خود قرار نميدهد و آراء و نظريات آنان را بر جامعه بشر تحميل نخواهد فرمود و غلبه و تسلط ستمگر و مجهول الحال بر عموم مردم قبيح و ظلم است، و حق سبحانه مبرى و منزه از نقص و ستم است.

و از جمله تالى فاسد اين نظر كه اولى الامر مراد صاحبان نفوذ و اهل حل و عقد باشد آنست كه مقامات علمى و دينى و اخلاقى از جامعه اسلامى كه بارزترين طبقات جامعه اسلامى هستند و صاحب رأى و نظر و فتوى باشند و رأى آنان نافذ و بر عموم مردم پيروى از فتواى آنان لازم و واجب باشد چگونه مى‌شود صاحبان مقامات علمى و علماء اعلام از جمله وظيفه آنان پيروى از رئيس جمهور كشور خود باشد با اينكه بسيارى از احكام و قوانين رياست جمهورى را باطل و بر خلاف نظر و فتواى خود مى‌دانند بلكه مخالف ضروريات احكام اسلامى مى‌دانند.

و نتيجه فاسد قول به اينكه كلمه (أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌) مراد اهل حل و عقد بزرگان و انديشمندان طبقه عالى مردم باشد اساس دين اسلامى بر پايه افكار و اراده و قدرت و فرمانروائى افرادى مجهول الحال بلكه ستمگر در طول تاريخ نهاده شده و علماء دينى كه طبقه بارز از جوامع اسلامى است نتوانند از منكرات نهى نمايند زيرا مورد تصويب صاحبان نظر و اهل حل و عقد قرار گرفته است.

با توجه باينكه جمله (وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ‌) عطف بجمله (وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ‌) شده آنست كه اطاعت رسول صادع صلّى اللَّه عليه و آله و افرادى كه حق سبحانه آنان را اولى الامر و داراى ولايت و فرمانروائى بطور اطلاق معرفى فرموده يكى است و اطاعت هر دو توأم با يك ديگر و بالاخره اطاعت از ساحت ربوبى است.

با توجه به اين قرينه متصله و دليل قطعى لفظى چگونه تصور ميرود كه حق سبحانه افراد مجهول الحال در طول تاريخ جوامع اسلامى را مورد تأييد قرار داده و آراء و نظريات افراد مجهول الحال را بر ساير طبقات اسلامى تحميل فرمايد