درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٢ - برزخ و بدن مثالى
و بىاساس نخواهد بود بلكه با نيروى غيبى خيالى و تصور حقيقى همه اعمال قلبى و جارحى خود را مشاهده مىنمايد.
با توجه باينكه امور مربوط ببرزخ و قيامت در سعة وجودى نيرومندتر و غير قابل قياس به محسوسات است از نظر زوال آنها ولى صورت برزخى مجرد از ماده و قائم بروح انسانى و بصورت بدن مثالى است كه پس از قطع علاقه تدبيرى روح از بدن عنصرى روح استقلال يافته و بصورت تعلق به بدن مثالى خواهد درآمد.
و بدن مثالى در عالم برزخ عبارت از بدن و اعضاء و جوارح است كه حال حيات روح خود را بدان پيوسته و خود را بدان وسيله ارائه ميداد و متعلق بآن مىديد و با آن اعضاء و جوارح كارها و اعمال خود را انجام ميداد و پيوسته با نيروى خيال از طريق جوارح و حواس ظاهرى استفاده مىنمود.
بدين نظر روح پس از استقلال وجودى نيز پيوسته واجد صورت خيالى بدن خود كه بصورت مثال برزخى است بوده و محال است كه روح و نيروى متخيله بدن و صورت مثالى آن را فراموش نمايد و خود را عارى از تعلق ببدن و صورت مثالى ببيند و بيابد، چه آنكه نيروى متخيله ذاتا تعلقى و وابسته ببدن و جوارح است.
و نظر باينكه در نظام طبع كه بر اساس تحول و تبدل و حركت است و هرگز موجود و پديدهاى كه سهمى از وجود و هستى دارد نابود و زائل نخواهد شد بلكه به پس پرده نظام دهر انتقال خواهد يافت و بدين طريق نظام وجود پيوسته باقى و دائم خواهد بود و گر نه چنانچه موجود هستى خود را از دست بدهد و نابود و زايل شود بر علم و احاطه ساحت ربوبى تغيير و زوالى فرض خواهد شد.
بنا بر اين همه افعال و حركات و تفكرات جوانحى و جوارحى و اعمال و لحظات و سرگذشت هر فردى از بشر مانند ساير اشياء و موجودات طبيعى بهر مقدار كه سهمى از هستى دارد پس از تحقق و صورت طبيعى بعالم ما وراء و نظام دهر انتقال خواهد يافت و هر چه از افعال و حركات و سكنات اختيارى و غير اختيارى كه از بشر صادر مىشود بنظام