درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٣ - عالم برزخ تمثل امور جزئيه است
كه در زندگى پايه حيات حقيقى و فضيلت وجودى و يا رذالت وجودى خود را بر آنها نهاده است و اعمال اختيارى پايه و اركان روحى و وجودى انسانى است و هرگز روح انسانى در هيچ يك از عوالم حس ظاهرى و همچنين حس باطنى و معنوى و خيالى و وهمى از نيروى ادراك و شعور جزئيات و اعمال زندگى خود جدا و فاقد نخواهد بود و نشئه عمليات و عقليه در هر سه عالم طبع و عالم برزخ و مثال و عالم آخرت خواهد بود.
و غرض آنست كه روح انسانى توأم با نيروى خيال و شعور حيوانى يعنى ادراك امور جزئيه و اعمال و رفتار گذشته در دوره زندگى خود در دنيا لازم حتمى روح و روان بشرى است و هرگز نيروى خيال و شعور امور جزئيه كه قوام نفسيت نفس است از روح جدا نخواهد بود.
همچنان كه در عالم برزخ بوجود مثالى اعمال صالحه و يا طالحه متنعم و يا معذب خواهد بود و اين بوسيله نيروى خيال است كه باستناد نيروى غيبى براى هميشه در روح حاضر و احضار مىشود و غير قابل تحول خواهد بود و در عالم برزخ و مثال نيز روح اهل ايمان و عقليّات و عقايد صحيحه خود نيز بهرهمند خواهند شد و پس از پايان عالم برزخ كه صحنه قيامت بطور ابداع گسترده شود روح اهل ايمان داراى دو نيروى خيال و ادراك و شهود امور جزئيه و اعمال و سرائر آنها كه در عالم برزخ بطور تمثل و بوجود مثالى و نيروى غيبى ثابت و حاضر خواهد بود.
اينك در عالم قيامت بوجود حقيقى همه آن وجودات مثالى قائم بذات و بطور تجسم عمل در عالم قيامت حضور خواهند يافت باضافه عقليات و عمليات و عقايد صحيحه توحيديه كه سبب حيات حقيقى و روانى خواهند بود.
بر اين اساس نفوس بشرى بطور كلى پس از مفارقت از بدن عنصرى نيروى احساس ظاهرى از او سلب خواهد شد، آنگاه داراى دو نيروى نيرومندتر خواهد بود يكى نيروى خيال امور جزئيه و حوادث گذشته در دوره دامنهدار زندگى خود در دنيا