درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٥ - رابطه روح با بدن
رابطه روح با بدن
رابطه روح با بدن عنصرى ناگسستنى و غير قابل زوال است نهايت بر حسب عوالم لا محاله تغيير پذير است مثلا رابطه روح با بدن عنصرى مادى در جهان طبيعت طورى از تدبير است هم چنان كه استفاده روح نيز از بدن عنصرى خود در جهان تكليف طورى است. و رابطه روح با بدن از آغاز خلقت كه نفخه الهى بوده و بجنين تعلق تدبيرى و احاطهاى يافته دائم و هميشگى خواهد بود و هنگامى كه حيات و زندگى مادى دنيوى افراد بشر بپايان برسد و در آستانه مرگ قرار بگيرد فقط واسطه تدبيرى طبيعى روح در بدن مادى جسمانى گسسته و منطبع خواهد شد و رابطه ذاتى كه عبارت از رابطه تدبير و انقياد و احاطه و نيروى عمل و حركت باشد هرگز انقطاع و انفكاك پذير نخواهد بود.
مثلا رابطه روح با بدن عنصرى كه در حال مرگ است گر چه بر حسب ظاهر جدا از يك ديگر و هر يك مستقل در وجود هستند، روح مستقل اهل ايمان مثلا در عالم برزخ استفاده معنوى خود را هر لحظه و بطور دوام خواهد نمود بر حسب آيات كريمه از جمله وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ.
هم چنان كه روح شهداء اسلام در عالم برزخ مورد ارتزاق و موهبت و رحمت قرار ميگيرند. بهمين قياس نيز ابدان ظاهرى و آلوده بخون آنان كه در اعماق زمين در قبور و يا بصورت خاك در اقطار جهان پراكندهاند آنها نيز بر حسب صلاحيت