درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٧ - رابطه روح با بدن

تكليف نيز هر عملى توأم با نيروى بدن و اعضاء و جوارح بوده در عالم شهود كه عبارت از تمثل همه حركات و افعال و شئون وجودى روحى و بدنى هر فرد از بشر است قوام آن بنيروى خيال با كمك بدن جسمانى است و نمى‌توان در عالم برزخ و شهود بدن و عضويت آن را براى تمثل هر عملى ناديده گرفت، زيرا نيروى خيال و حافظه و واهمه كه ركن و اساس عالم برزخ بر آنها استوار است عبارت از صور ادراكى جزئى هر يك از اعمال صالحه و طالحه و نيك و بد است، و از جمله خيال كه صورت ادراكى عمل جزئى خارجى است قوام آن بر بدن عنصرى و شركت بدن در انجام هر عمل جارحى است، بهمين نظر در عالم مثال تمثل هر عملى بر اساس و توأم با بدن مثالى خواهد بود.

بلكه اساس نيروى ايمان و كمالات علمى و فضائل خلقى كه از طريق استفاده از خارج بدست آمده از طريق اعضاء و جوارح باختلاف موارد بوده.

بالاخره در تمام شئون وجودى و فضائل و كمالات انسانى اعضاء و جوارح بدن دخالت داشته و از طريق نيروى شنوائى كه اساس تعليم و تربيت و رشد حقيقى زياده بر تصور بشرى است.

و هم چنين نيروى بينائى كه از مناظر طبيعى و علمى و مشاهده آثار علمى و اخلاقى و تربيتى استفاده نموده بالاخره در تمام شئون زندگى و حيات علمى و اخلاقى هر فردى از بشر بكمك اعضاء و جوارح و بدن جسمانى خود خواهد بود.

و نظر باينكه در تمام شئون انسانى و كمالات و فضائل علمى و خلقى و جارحى بدن دخالت دارد، در عالم برزخ كه عبارت از بازگوئى و تمثل همه اعمال صالحه و طالحه و حركات ارادى و غير ارادى و هر آنچه در نيروى خيال و حافظه ذخيره انباشته بوده، همه آنها بنيروى غيبى الهى بطور تمثل دائم و غير قابل تبدل و يا زوال در نيروى خيال و روح موجود و ثابت خواهد بود.

و مفاد جمله‌ يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً بيان آنست كه هر عمل‌