درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٦ - عالم برزخ بطور مثال است
كه شئون وجودى او بوده به نيروى غيبى خواه ناخواه در روح و روان انسانى حاضر بحضور ذاتى و جزء صورت و روان انسانى خواهند بود.
از اين صورتهاى مثالى برزخى غير قابل تحول و تبدل خواهند بود و امور جزئيه و ادراك آنها از شئون نيروى خيال و مصوره و واهمه كه قواى عالم برزخ بوجودات مثالى و بآن ادراكات وابسته است و از طريق وجودى مثالى ادراك لذت روح و روان خواهند بود.
بديهى است ادراك امور جزئيه از طريق نيروى تعلقى خيال صورت ميگيرد و چنانچه در عالم آخرت در اثر تجرد كامل روح همه شئون وجودى و تمثلات روانى كه بصورت تجسم اعمال ظهور نموده از دست بدهد و از احاطه بامور جزئيه منسلخ گردد آنگاه ادراك لذت و سرور و يا عقوبت جزئى و بدنى و الم در عالم قيامت نيز مفهوم نخواهد داشت.
و از نظر تجرد كامل روح و التذاذ معنوى زياده بر تصور و نورانيت ايمان و صفاء و صور عقليه و تعليمات دينى و توحيدى و فضائل خلقى چه در عالم برزخ و چه در عالم قيامت كه نعمت حقيقى و نورانيت ذاتى و تقرب بساحت كبريائى است متنعم خواهد بود.
بر اين اساس روح در عالم قيامت و ابد جنبه نفسيت و تعلق خود را از حركات جوهرى و شئون وجودى و ادراك امور جزئيه كه قوام آنها بنيروى خيال است هرگز از دست نخواهد داد و از ادراك لذت و سرور و يا عقوبت كه امر جزئى است رهائى و بىبهره نخواهد گشت، و صفت تعلق و وابستگى روح به لوازم جسمانى در مقام و مرتبه نفسيت نوعى از كمال است از نظر تدبير و تعلق ببدن و حركات ذاتى آن، و منافات ندارد از نظر ذات نورانى خود و گوهر اصلى و جوهر عقلانى مجرد و مستقل باشد.
و التذاذ و سرور روح مجرد كامل كه حاكم بر همه قواى ظاهرى و باطنى