درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٦ - رابطه روح با بدن

بدنى و عضو عامل شهادت في سبيل اللَّه را حائز و واجد خواهند بود.

بالاخره ابدان طاهر اهل ايمان به تبع قدرت روحى و ايمان آنان از همه گونه ارزاق غيبى الهى بهرمند خواهند بود، هم چنان كه در جهان تكليف هر گونه ارزاق معنوى بروح موهبت مى‌شود اختصاص بروح ندارد بلكه بدن و اعضاء كه قوه عامل و انقيادى بشرى است آنها نيز سهمى از رزق بهرمند خواهند بود هم چنان كه اهل صنعت در انجام حرفه و صنعت خود با روح شركت مى‌نمايد.

در استفاده از نيروى صنعت و حرفه نيز بدن و اعضاء بدن در انجام صنعت و عمل شركت و سهيم خواهد بود مثلا ابدان اهل ايمان و تقوى در اثر بكار بردن در انجام عبادات و قيام بوظايف دينى نيروئى كسب خواهد نمود كه ابدان غير اهل ايمان آن قدر قدرت و نيروى استقامت را نخواهند داشت و در اثر رابطه ذاتى ناگسستنى است كه روح با بدن خود دارد كه در آستانه قيامت كه خاك ابدان اهل ايمان كه در قبور پنهان است و يا از اقطار جهان گرد آمده و مجتمع شده خاك صفاء و نورانيتى دارد كه قابل قياس بصفاء و نورانيتى كه همان بدن عنصرى هنگامى كه روح از بدن و اعضاء خود گسسته و منقطع شده نخواهد بود بلكه داراى صفاء و نورانيت زياده بر تصورى خاك بهيئت هر يك از اجزاء بدن خواهد درآمد و بدين لحاظ است كه بدن و اعضاء اهل ايمان در عالم قيامت با صفاء و نورانيت و كافى و مستكفى و در انقياد روح هيچ گونه قصورى نخواهد داشت و محتاج بشرايط و رفع مانع از انجام دستور و تدبر روح نخواهد بود مثلا هر نقطه از اماكن كه نخواهد حضور يابد بدون شرط سير و حركت در همان لحظه بدن در همان مكان انتقال خواهد يافت.

هم چنان كه بر حسب كريمه‌ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ‌ هر گونه قدرت و نفوذ و اراده كه باهل ايمان موهبت شده اختصاص بروح طاهر آنان ندارد بلكه ببدن آنان نيز موهبت شده است.

در عالم برزخ نيز كه قوام آن ببدن مثالى است از نظر آنست كه در نظام عمل و عالم‌