درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٨ - بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت

و غير اختيارى و يا وابسته بآنهاست.

و قيد (ما عَمِلَتْ) صريح بآنست كه در عالم برزخ و شهود نمى‌توان بطور اقتراح و بدون سابقه صورتهايى از اعمال صالحه مثلا در روح و روان خود انشاء و ايجاد نمود، بلكه همه صورتهاى اعمالى كه در برزخ مورد احاطه شهودى و مثالى قرار خواهد گرفت بايد سابقه عمل داشته و در روان حضور مائى داشته باشد و بعرصه ظهور كامل درآيد، مثلا كسى كه از وظيفه حج تخلف نموده هرگز خاطره و وجود مثالى اعمال و مناسك حج را نمى‌تواند در روان خود حاضر و ايجاد نمايد.

و خلاصه مانند تخيلات عالم طبع و تكليف نيست كه هر چه را بخواهد در روان خود ايجاد و انشاء نمايد بتواند، بلكه وجودات مثالى در عالم برزخ اختصاص (بما عمل) دارد و نسبت (به ما لم يعمل) محال است بتواند صورت خيالى آنها را در خاطر و نيروى خيالى و مثالى خود ايجاد نمايد و به آنها مسرور باشد و يا از تأثر و عقوبت مثالى تخلف از حج بدين وسيله رهائى يابد.

٥- (مِنْ خَيْرٍ) شامل هر عمل اختيارى و غير اختيارى چه متوجه جنبه صلاح و سداد آن باشد و يا متوجه نباشد و همچنين متوجه جنبه شر و فساد آن باشد.

٦- كلمه‌ (مُحْضَراً) بيان و تصريح به آن است كه همه اين خاطرات و اعمال نفسانى و جوارحى و عقيدتى كه هم از شئون روح و روان و ذاتى آن بوده فقط از طريق احضار غيبى و نيروى زياده بر تصور الهى در عالم برزخ و قيامت خواهد بود و زياده بر قدرت امكانى روح و روان بشرى است و نيز خارج از حد قدرت بر امور غير متناهى در لحظات بى‌شمار زندگى است.

و اشعار باينكه از طريق برهان و قياس بعالم طبع نميتوان بر همه خاطرات و اعمال قلبى و جوارحى خود احاطه علمى و شهود مثالى و يا حقيقى داشت، و در باره عوالم برزخ و شهود و قيامت و آخرت با موازين علمى و نظرى كه بر اساس عالم طبع است نمى‌توان مقايسه و اظهار نظر نمود.

(و الحمد للَّه زنة عرشه)