درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨٣ - برزخ و بدن مثالى
ما وراء يعنى نظام دهر انتقال خواهد يافت بر اين اساس هنگامى كه هر فردى از بشر دوره زندگى طبيعى او پايان بپذيرد و در آستانه و بستر مرگ قرار بگيرد و از ارتباط با عالم خارج و نظام طبع منقطع شود ناگهان با عالم مثال مواجه خواهد شد.
و حقيقت مثال عبارت از وجود مثالى و خيالى است كه از تمام شئون وجودى خود از عقيده و ايمان و كمالات و اعمال جوارحى و جوانحى و قلبى و خاطرات و تفكرات و سرگذشتهاى بيشمار و زياده بر تصور خود كه واجد است و همه در حيطه وجود خيالى و مثالى خود ثبت شده و كرام كاتبين آنها را از شئون ذاتى و وجودى او ضبط نموده است.
و ورود بعالم مثال و تعلق مثالى و برزخى اختصاص بگروه خاصى ندارد بلكه همه نفوس قدسيه اولياء و انبياء و رسولان و اوصياء طاهرين عليهم السّلام واجد مقام وجود مثالى برزخى خواهند بود.
يا اينكه از نظرى نائل بمقامى هستند كه از آن تفسير فرموده فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ كه در همه مراحل و مقامات واجد اين مقام عالى امكانى بوده و خواهند بود.
با توجه باينكه هر چه را كه روح در عالم مثال واجد است و با تمام نيروى معنوى باطنى خود از قبيل تخيل و توهم و متصرفه و حافظه و تعقل مستند بنيروى غيبى الهى است و بطور احضار و غير اختيارى است و دائم و غير قابل زوال است هم چنان كه همه فعليات و علميات و اعمال جوارحى و جوانحى هر فردى از بشر از موجودات نظام طبع است و بشخص او استناد صدورى دارد و همان عمل مباشرى او انتقال بعالم دهر يافته و همه آن موجودات و اعمال و حركات كه بفردى از بشر استناد دارد همه آنها در لحظه مرگ در نيروى ذاتى و متخيله و سائر قواى و تعقل او احضار خواهد شد.
بدين نظر لحظات ورود بعالم برزخ و مثال در باره هر فردى از اهل ايمان متوسط عبارت از ورود ناگهانى بعالمى است كه حوادث و سرگذشتهاى چندين ساله كه نامتناهى است و فراموش شده يكباره بعهده او گذارده و در خود همه آنها را