درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٨١ - برزخ و بدن مثالى
نموده و جزء نظام دهر است بايد در عالم شهود برزخى بطور دائم و غير زوال پذير همين صفحات را با نيروى متخيله مدرك جزئيات كه بمثال بدن تعلق دارد بطور دائم مشاهده خواهد نمود.
روح پس از استقلال وجودى در برزخ با تمام نيروى غيبى الهى شهودى و عقيدتى و ايمانى و عملى و جوارحى و فضائل خلقى هر چه را در كمون داشته براى او احضار خواهد شد بدين نظر واجد وجدانيات و علميات و فضائل و همه خاطرات لحظات زندگى خود بوده، از جمله آنها آنست كه خود را مىشناخته كه زندگى عمر است مثلا بهمين قياس بدن و جوارح خودت مىيافته چه با نيروهاى ظاهرى و نيروهاى باطنى و نيز از استقلال روح نيز خود را مىشناسد هم چنين صورت مثالى بدن خود را مىبيند زيرا قوه متخيله وابسته متعلق و نيروى تعلقى است هم چنين كه نيروى تعقل مجرد محض است.
بالاخره عالم برزخ قوام آن بنيروى تعلق خيالى است و منافات ندارد با عمليات و عقليات و ملكات كه از شئون روح و تعقل و مقام عالى است. نفس انسانى در حال زندگى طبيعى داراى مقام احساس و نيز مقام تخيل و شئون آن از قبيل واهمه و حافظه و مصوره و متصرفه و نيز مقام تعقل كه مجرد از ماده و از هر گونه تعلق است ولى نيروى متخيله و ساير شئون آن داراى تعلق ذاتى است يعنى پس از رفع علاقه و تعلق نيروى روح و خيال از بدن عنصرى به انقطاع روح از بدن مقام احساسى روح زائل شده يعنى بعينيت و تعلق روح از بدن قطع شده بصورت موجود مستقل يعنى روح متعلق بعالم مثال درآمده كه همه شئون وجودى روح عبارت از عقيده و ايمان و فضايل خلقى و سراير آنها است و از حوادث جزئيه به شمار و از جمله وجود خيالى بدن عنصرى خود او است كه از آن تعبير ببدن مثالى برزخى مىشود.
با توجه باينكه آنچه در عالم برزخ بوجود مثالى بطور دائم مشاهده مىنمايد هر يك از آنها را با تمام نيروهاى روانى باطنى مىبيند و واجد است هرگز امور موهوم