درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧٩ - برزخ و بدن مثالى
(القبر اما روضة من رياض الجنة او حفرة من حفر النيران)
ناظر باين امر است باينكه قبر هر فردى از بشر بطور تمثل بستانى است از بساتين بهشت و يا حفره و گودالى است از گودالهاى دوزخ.
عالم برزخ نظام شهود متوسط برزخى است يعنى روح خود را با بدن مثالى مىبيند هم چنان كه در دنيا خود را متعلق ببدن جسمانى مىديد كه بوسيله بدن خواستههاى خود را انجام ميداد بهمين نظر در عالم شهود برزخى كه همه اعمال قلبى و جوارحى خود را باين بطور تمثل مشاهده نمايد و همه صورتهاى ادراكى اعمال و رفتار و فضائل وجودى خود را بهمراه مثال بدن خود ادراك خواهد نمود يعنى همچنانكه در نظام طبع و عمل هر چه از او صادر شده بمباشرت بدن عنصرى و قوه عمل خود او بوده دلبستگى خود بآن عمل نسبت صدور و قيام بوده بوجهى قياس در عالم شهود و ادراك صورتهاى بيشمار و نامتناهى اعمال خود بايد مثال بدن در ادراك آنها دخالت داشته باشند و گر نه صورت ادراك اعمال اختيارى او نخواهد بود.
پس مفاد اينكه در عالم برزخ قوام روح ببدن مثالى است.
يعنى قوام ادراك صورتهاى اعمال صالحه و طالحه و همه حركات و شئون وجودى او به اين است كه مثال بدن خود آنها را ادراك نمايد نه مجرد عمل بدون مثال بدن خود كه استناد بخود نخواهد داشت.
زيرا روح در اثر تجرد و احاطه با نيروى غيبى همه جزئيات و خصوصيات اعمال قلبى و جوارحى خود را در تمام بدن زندگى خود مشاهده خواهد نمود كه مستند بمباشرت و جوارح خود او بوده بهمين نظر هنگام ادراك همه آنها در عالم برزخ مثال بدن خود نيز جزء صورت ادراكى همه آنها خواهد بود و هيچ عملى را خالى از مثال بدن خود نخواهد مشاهده نمود.
و اين است مفاد اينكه در عالم برزخ روح بامثال بدن خود خواهد همه صورتهاى اعمال خود را ادراك نمود با همه خصوصيات مكانى و زمانى و مشخصات