درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٠ - (تجسم عمل در نظام آخرت)

نفس و قوام آن متعلق ببدن و جوارح خود بوده، بلكه با آن متحد بوده باينكه نفس موجود ملكوتى و بدن مادى و عنصرى در نتيجه دو موجود ممتاز از يك ديگر مانند فرسى رهان هستند.

خلاصه عالم برزخ نشئه ظهور نفس و ظهور عوارض و ذاتيات آنست و عالم مجرد از ماده ولى عالم تعلقى است، يعنى روح و قواى آن مانند متخيله و حافظه و متصوره و ساير قواى آن كمال ارتباط را با اعمال و حركات ذاتى و جوارحى خود دارد، و همه آنها بوجودات مثالى و خيالى بطور ظهور و حضور ذاتى غير قابل تبدل در مقام روح حاضر و با همه قواى معنوى و درونى كه زياده در تصور و از شئون احضار عينى است با اين قدرت و احاطه شهودى و حضورى هر يك از اعمال صالحه و طالحه خود و حركات جوارحى و جوانحى خود را واجد و حاضر دارد بطورى كه لحظه‌اى از لحظات زندگى او از نظر و شهود روانى پنهان نخواهد بود. و اين حضور ذاتى و باستناد نيروى احضار غيبى تحكيم مى‌شود و بر حسب نيروى حافظه و تخيل و ساير قوا نيست كه قابل تغير و زوال باشد.

در عالم آخرت و قيامت روح اهل ايمان با دو نيروى ذاتى بصحنه حساب حضور خواهد يافت يكى علم و احاطه بر معلومات و صور عقليه و معانى كليات مسلمه كه در عالم دنيا بدست آورده و هيچ گونه ارتباطى به امور جزئيه ندارد و از آن تعبير بايمان مى‌شود.

و ديگر علم و احاطه بامور جزئيه و همه اعمال و حركات كه از درون روان منبعث شده و در آن انباشته بوده بنيروى عينى، همه آنها بوجودات مثالى در روح اهل ايمان حاضر و غير قابل تحول خواهد بود.

و اين نيروى شهود و حضور صورتهاى مثالى اعمال متعلق بامور جزئيه و از شئون نيروى متخيله و قواى آنست، و از جمله ادراك لذت و سرور از حضور صورتهاى مثالى كه لازم نشئه شهود و عالم جزاء است و تعلق بامور جزئيه و اعمال جوارحى‌