درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٢٣ - بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت
بر اساس نظام طبع نمىتوان بر نظام شهود احاطه يافت
ختامه مسك گفته شد كه (دين اللَّه لا يصاب بالعقول) از جمله اينكه بر حسب برهان هنگام مفارقت روح از بدن عنصرى آنچه روح واجد خواهد بود نيروى عاقله و صور عقليه مجرده و معانى ساريه و كليات علمى از هر يك از علوم از نظر تجرد آنها در روح ثابت و غير قابل زوال خواهد بود و لحظهاى نيز تحول پذير نباشد، از نظر اينكه صورت علمى روح و متحد با آنست. و همچنين صورتهاى ذهنيه و خاطرات جزئيه از نظر تجرد آنها از ماديت گر چه تعلق بامور جزئيه و لازم ماديت باشد.
پس بطور اجمال پس از مفارقت روح از بدن از جمله امورى كه از قوام و صورتهاى علمى روح است همانا صورتهاى امور جزئيه از اعمال و سرگذشتهاى خارجى آنچه را چه بخاطر داشته باشد زيرا نيروى حافظه بشر محدود است از نظر تعداد و زمان و ساير خصوصيات بطورى كه محال است بر حسب نوع و طبع قوه بشرى خاطرات چند روز از حوادث را با تمام خصوصيات در نظر و بخاطر داشته باشد زيرا انسان بر طبع بشرى مورد نسيان و فراموشى قرار ميگيرد و فقط مىتواند حوادث و سرگذشتهاى همان روز و يا روز ديگر را بخاطر حاضر داشته و يا بتوجه بخاطر بياورد.
بالاخره محال است كه بشر بتواند همه اعمال و رفتار و سرگذشتها و خاطرات قلبى و فكرى و عقيدتى و عملى مدت قبل را بخاطر داشته و يا بتوجه قواى روانى