درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣ - معاد جسمانى و روحانى

دنيا محكوم بنظام طبع بود و هرگز بر خلاف نظام دنيوى نمى‌توانست عملى را انجام دهد.

ولى در عالم آخرت بشرى كه قدرت او محدود و در برابر عالم و نظام طبع محكوم و محدود و عاجز بود چگونه در عالم قيامت اراده قاهره و مشيت مطلقه‌ئى را حق سبحانه براى هر يك از ساكنان جوار رحمت مقرر فرموده است.

و بر حسب مفاد كريمه‌ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ فِيها وَ لَدَيْنا مَزِيدٌ نظام موجودات و اشياء و نعمتها كه در اختيار اهل ايمان نهاده شده در حيطه قدرت و اراده قاهره آنان در آمده شگفت‌آور است ناگزير بايد تصديق نمود.

اين شاهد آنست كه نظام عالم آخرت كاملترين نظام امكانى و زياده بر تصوّر بشرى است زيرا اين گونه اقتضائات زياده بر تصور را بشر نمى‌تواند بپذيرد جز از طريق تعبد و انقياد و عبوديت.

خلاصه براى رفع اختلاف نظر و توجه بمفاد كريمه‌ لَهُمْ ما يَشاؤُنَ‌ كافى خواهد بود.

از نظر اينكه براى هر يك از عوالم كه بشر بايد بگذرد نظام خاصّى مقرر شده كه هيچ يك در حيطه اختيار و خواست بشر نبوده مثلا نظام عالم طبع نظامى است عمومى محال است كمترين خلاف نظام از فردى صورت بپذيرد تا چه رسد باينكه مثلا طائر و حيوان پرنده‌ئى را بمجرد اراده احضار نمايد و يا بريان شده نزد او حاضر شود.

اين گونه امور در جهان طبع مفهوم ندارد و چنانچه بوقوع برسد بر حسب نظام ديگر و روح ملكوتى خواهد بود در صورتى كه بمنطق آيات كريمه براى ساكنان جوار رحمت و فضل خود اين چنين قدرت و اراده قاهره‌اى را مقرر فرموده كه هر چه را بخواهند و اراده نمايند بدون وسيله براى آنان پديد آيد و در دسترس آنان نهاده شود بدون اينكه خواست و اراده آنان معارض و يا مزاحمى داشته باشد.