فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٧ - مطلب هشتم علم غيب انبياء
صورتى كه خاتم پيامبران به آن عالم نباشد (آيه دوم) ممكن نيست ديگران به آن دانا باشند.
٤- خدا علم تمام غيبها را به پيامبر خاتم عطا نكرده است. (آيه دوم و غيره).
٥- انبياى گرامى به تمام موضوعات خارجى احاطه ندارند. مثلًا ابراهيم و لوط ملائكه را نشناختند. يوشع از اخبار ماهى فراموش كرد، موسى به خاطر عدم اطلاع از حقيقت حال بر خضر ايراد مىگرفت. سليمان به همين جهت هدهد را محكوم كرد. نوح پسرش را مستحق نجات مىدانست. زكريا ترس پس از مردن را داشت و ترس از عدم علم است هنگامى كه خداوند به او وعده پسر را مىدهد باز هم تعجب مىكند كه از زن نازايش چگونه صاحب فرزند مىشود. (مريم ٤- ٨).
موسى و هارون از طغيان فرعون و افراط او مىترسيدند. خداوند به آنها مىگويد نترسيد من با شما هستم. (طه ٤٥- ٤٦).
موسى اشتباها هارون را مقصر مىداند ريش و سر او را مىگيرد (و يا مىكشد) هارون عذر خود را براى او بيان مىكند وقتى موسى از جريان گذشته بىخبر باشد چگونه علم به جريان آينده خواهد داشت.
وقتى انبياى اولى العزم از احاطه به همه موضوعات برخوردار نباشد حال انبياى غير اولى العزم معلوم است.
روايات درباره علم پيغمبر و امام بسيار زياد است. ولى كليت نيز از آنها استفاده نمىشود. تفصيل اين بحث را در صراط الحق (جزء سوم) بيان