فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١١٩ - مطلب هشتم علم غيب انبياء
١٦- حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى نَصْرُ اللَّهِ. (بقره ١١٤)[١].
١٧- حَتَّى إِذَا اسْتَيْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَ لا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ الْقَوْمِ الْمُجْرِمِينَ (يوسف ١١٠)[٢].
به هر حال بحث علم انبياء (ع) از نظر قرآن تا حدودى بيان شده است. ولى تحقيق دقيق از نظر احاديث و عقل و تحليل علم غيب، در كتابهاى ديگر بنده مذكور است. و الله الهادى.
به هر حال، انبياء و اوليا به همه امور و حوادث در زمين و آسمانها علم ندارند و نبايد به مبالغه مبتلا شويم. به پيامبر در قرآن امر شده كه از خداوند زيادتى علم را بخواهد و در مواردى كه خدا خواسته به جمعى از آنان مقدراى از علم غيب را لطف فرموده كه به مجرد اعلام غيب آن غيب به شهود تبديل شده است و غيب را تنها خدا مىداند.
[١] . تا اين كه پيامبر و مؤمنين همراه او گفتند چه موقع نصرت خدا( به ما مىرسد).
[٢] . تا اين كه رسولان نا اميد شدند و گمان كردند كه به ايشان دروغ گفته شده يارى ما به سراغ آنها آمد. ممكن است استيئاس را به نزديك شدن به نا اميدى دانست و شايد مراد از نااميدى از ايمان مردم باشد نه از رحمت خدا كه حرام است و لااقل من احتماله فلا اشكال( فتأمل) و اما ارجاع ضمير ظنوا به سوى مردم كه جمعى از مفسرين اختيار كردهاند خلاف ظاهر است خصوصا كه ضمير منصوب جائهم نيز به سوى رسل بر مىگردد و عليهذا آيه مربوط به مقام مىشود ولى اشكال بزرگى درباره منصب نبوت عايد مىشود كه بايد جواب صحيحى براى آن پيدا كرد.