فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٥٠ - مطلب سوم نفس انسان
(فصل اول) در اين آيات سلامت، طبع، خشم، انابه، تنزل قرآن، اثم، اطمينان، اغفال، مرض، هدايت، عدم تفقه، زيغ، تقوى، تعقل، عمى، تقلب، اشمئزاز، بلوغ الحنجر، خشم، قفل، رأفت، رحمت، انزال، سكينه، قساوت، كسب، تأليف، ربط، تعمد، طهارت، تزيين ايمان و غيره، ايمان، غلف، حسرت، ترس، انكار، نفاق، پاره شدن، گردانيدن، لهو، اخبات، خشوع، نرمى، حميت، قذف رعب، و غيره به گونههاى مختلفى به قلب نسبت داده شده است.
(فصل دوم) قلب كه در فارسى از او به دل تعبير مىكنند يك عضو گوشتى كوچك بدن است كه از ساير اعضاى بدن هيچ امتياز از نظر ادراك و اختيار و اراده ندارد. و اين موضوع از نظر علم فيزيولوژى غير قابل ترديد و قطعى مىباشد[١].
بنابراين انتساب اكثر صفات و افعال گذشته به عضو مذكور كه قلب (دل) باشد حتى مجازا درست نيست. چنانچه استناد خوبى و بدى ديدن و شنيدن و راه يافتن و غيره به دست انسان حتى به طور مجاز هم كه باشد غلط است. بلى استناد خوبى و بدى نگاه كردن به چشم و خوبى و بدين شنيدن به گوش و خوبى و بدى حركت به قلب و دست و پا، مجازا داده مىشود زيرا هر چند فاعل حقيقى نفس است ولى اعضا آلات عمل است و اما
[١] . شعور و ادراك و نطقى كه براى همه اشياء از نظر قرآن در بعضى از مطالب گذشته اثبات شده مشترك بين تمام اعضاى بدن است و براى دل امتيازى وجود ندارد و اثبات صفات فوق براى قلب نظارتى به آن ادراك عمومى ندارد.