فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٨ - مطلب سوم نفس انسان
كثير فى الاستعمالات العرفيه فتأمل.
٩- كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ وَ قِيلَ مَنْ راقٍ. ضمير فاعل بلغت بسوى هر چيزى كه برگردد مراد ثابت مىشود زيرا آيه دلالت مىكند كه انسان هيكل مادى نيست بلكه جوهرى دارد كه حيات به او مربوط مىشود مگر اين كه بگوييم ضمير به سوى خود حيات برمىگردد كه شايد بعيد هم نباشد چون قبلا گفتيم كه روح مجرد در داخل بدن مادى مستقر نيست.
١٠- آياتى كه متضمن كلمه صدر (سينه) و صدور (سينهها) است و اين كلمه در حدود چهل و چهار مرتبه در قرآن مجيد تكرار شده است.
سينه يك عضو عضلى بدن است كه از نظر فيزيولوژى وظيفه آن مشخص است، در زبان فارسى و عربى شايد در لغات ديگر از غم و شادى به تنگى سينه و باز بودن آن تعبير مىشود و اين تعبير در قرآن مجيد وجود دارد كه از آن وجود روح استفاده نمىشود بلى در قرآن مجيد چيزهاى ديگرى هم به صدر و صدور نسبت داده شده است كه توجه شما را به بعضى از آنها جلب مىكنيم:
اول: أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ آيا باز نكردهايم براى تو سينه تو را.
دوم: ان يهديه يشرح صدره للاسلام.
سوم: افمن شرح الله صدره للاسلام.
چهارم: رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي.
پنجم: و يشف صدور قوم مؤمنين. و شفا دهد صدور قوم مؤمنان را. در فارسى نسبت شفا به سينه مستعمل نيست بلكه آن را دل نسبت مىدهند.