فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٦ - مطلب سوم نفس انسان
نمىشد. و البته در اين مطلب فرقى ميان شهدا و آل فرعون و ساير افراد انسان نيست و به كمال جرئت مىتوان به قرآن مجيد نسبت داد كه انسان به نظر او ماوراى بدن چيزى ديگرى هم دارد كه ما آن را نفس يا روح مىناميم.
٨- آيات متعددى كه متضمن كلمه (نفس) و (نفوس) و (انفس) مىباشد اين سه كلمه بيش از سه صد مرتبه در قرآن مجيد تكرار شده است.
به نظر نگارنده كلمه (نفوس) كه در همه قرآن دو مرتبه ذكر شده است به معناى مبدأ حيات است (اسرى ٢٥- تكوير ٧) و كلمه (نفس) و (انفس) به معانى گوناگونى آمده است كه به بعضى از آنها اشاره مىشود.
الف: به معناى مبدأ حيات.
اخرجوا انفسكم- نفسهاى خود را بيرون نماييد اين خطاب ملائكه كه به محتضرها مىشود دليل اين است كه مرگ عبارت از اخراج روح از بدن است و انسان مبدأ حياتى ماوراى بدن دارد و البته كه امر به اخراج امر تكوينى مىباشد نه تشريعى.
و ما ابرئ نفسى ان النفس لأماره بالسوء- نفس خودم را تبرئه نمىكنم همانا نفس امر كننده به بدىها مىباشد و ممكن است كه نفس به معناى مبدأ هوسها و آرزوهاى بد باشد نه مبدأ حيات. يا ايتها النفس المطمئنه ارجعى الى ربك راضيه مرضيه .. اى نفس با آرامش به سوى پروردگارت برگرد در حالى كه تو از خدا راضى و خدا از تو راضى مىباشد. اين آيه تقريباً صريح در مطلب است زيرا بدن جامد فانى مىشود و اين مبدأ حيات است كه به سوى خدا برمىگردد نه خود حيات.