فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - مطلب هفتم حكومت اسلامى
كه به طور بسيار فشرده و خلاصه و قصور فكر و تتبع نگارنده براى خوانندگان در ضمن چندين فصل عرضه مىشود.
(فصل اول) انسان طبيعتى دارد ثابت و مستمر و محيطى دارد متغير و متحول، اسالم هم دستوراتى دارد كلى و دائمى و احكامى دارد انعطاف پذير و موقتى بنابراين چون اين دين مخالفتى با فطرت و طبيعت و زندگانى بشر ندارد شايسته خلود و نفوذ دائمى را در همه شئونات زندگى انسانها دارد و در اين رابطه بايد حدود اختيارات حاكم شرعى مشخص شود.
صلاحيت قانون براى جاودانه بودن؟
پيش از اين كه به مطلب خود درباره اختيارات حاكم شرعى ادامه بدهيم لازم است يك موضوع همه ديگر را در اينجا بيان كنيم:
در عصر ما هر موقعى كه از خلود شريعت و ابدى احكام اسلامى صحبت مىشود بعضى از جوانان كم اطلاع و سطحى بين و يا فريب خورده نيرنگهاى ماركسيزم در آن ترديد مىكنند و صلاحيت قانون را براى هميشه و دائم ماندن قبول ندارند.
مثلًا مىگويند كه در فلسفه ديالكتيك[١] ثابت شده است كه در جهان طبيعت هر چيز در تغيير است و هيچ چيز ثابتى وجود ندارد قوانين هم بايد مشمول تغيير و تحول باشد.
[١] . ديالكتيك را بايد( دام سياسى) و يا( شبكه استعمارى روسها و يا چينىها) ناميد و هيچ ربطى به مسائل فلسفى ندارد. تا آن را فلسفه بناميم.