فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩ - مطلب اول جهان بينى قرآنى
اين همان حكمتى است كه فلسفه و كلام آن را براى واجب الوجود ثابت مىسازد[١]. شرورى كه در دنيا واقع است تحليل آن در كتب دانشمند ثبت است[٢].
٥- موجودات داراى تكاملاند و هر چيز به سوى كمال لايق خود در حركت است و اساساً فلسفه آفرينش همين تكامل و رسيدن به كمال است اول: رَبُّنَا الَّذِي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى (طه ٥٠).
پروردگار ما كسى است كه عطا فرموده بهر چيز آفرينش (وجود) او را و سپس او را (به سوى كمال نهايى) راهنمايى فرموده است[٣].
دوم: و الذى قدر فهدى (الاعلى) دلالت اين آيه بر موضوع محل بحث متوقف بر اثبات دو مطلوب است يكى اين كه مفعول (قدر) كل شىء يعنى همه اشياء باشد. و اين مطلب از آيه دوم سوره فرقان اثبات مىشود. (وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ فَقَدَّرَهُ تَقْدِيراً) و غير ذلك. ديگر اين كه مفعول (هدى) نيز همان معفول (قدر) باشد يعنى: پس هدايت فرمود هر شىء را به سوى كمالش[٤].
[١] . رجوع شود به جزء اول صراط الحق، تأليف نگارنده.
[٢] . از جمله اين كتب جزء دوم صراط الحق و حل شصت و شش سؤال تأليف نگارنده است.
[٣] . ممكن است كه مفعول دوم مقدر هدى حفظ وجود و بقاى اشياء باشد و اين احتمال در اين آيه دوم نيز مىآيد. ولى انسب آنست كه هر دو را مقدر بدانيم.
[٤] . ممكن است كه مفعول اول( هدى) انسان باشد يعنى انسان را به سوى اشياء هدايت فرموده و اين احتمال در آيه اول بسيار ضعيف است.