فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٩

و اشكالى كه در دفعى بودن قرآن در زمين وارد آمده، در فرض نزول آن در لوح محفوظ، حتى قبل از خلقت كهكشان‌ها و ما سوى الله، وارد نمى‌آيد. زيرا اگر فرض كنيم كه در لوح محفوظ آمده است كه ما اين قرآن را با اين الفاظ در فلان موقع بر آخرين رسول خود نازل مى‌كنيم از صيغه‌هاى ماضى آن مانند قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ ...) كذب لازم نمى‌آيد. زيرا اين صيغه و امثال آن بنحو حكايت ذكر شده است. و نه محذورى در مثل «عبس و تولى» و نه از «عَفَا اللَّهُ عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ» زيرا حضرت پيامبر از آن‌ها اطلاعى نداشته، تا سؤال شود چه گونه خود را با علم به حال مورد سرنزش قرار داده است. (دقت شود)

بلى از اول سوره زخرف بدست مى‌آيد كه قرآن در لوح محفوظ به عربى به توده. قرائت عربى لباس كتاب آسمانى پس از نزول از لوح محفوظ است: لَحْمَ‌ وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ. (دقت و تأمل شود)

به هر حال تحقيق مسأله محتاج به پژوهش عميق ديگرى مى‌باشد. و آن‌چه كه تاكنون، به حسب استنباط نگارنده از ادله گذشته راجح و حتى درست به نظر مى‌رسد اين است كه قرآن يك نزول تدريجى داشته كه ابتداى نزول آن در شب مباركه قدر بوده است و الله العالم و اگر بگوييم كه بعثت به پيام غير قرآن تحقق يافته مى‌شود آن را در ٢٧ رجب بدانيم و اشكالى ندارد.

والله هو الموفق‌