فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٣٧

عارض شده است‌[١].

و مانند حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا جَعَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا ... وَ إِنَّهُ فِي أُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلِيٌّ حَكِيمٌ‌ به اين آيه استدلال شده است كه كتاب مبينى است كه در ام الكتاب على (بلند) است و عقول مردم به آن نمى‌رسد و حكيم كه در او تفصيل (فصل فصل) يابيده نمى‌شود و بر همين كتاب عنوان قرآن (مقرؤ) عربى عارض شده است‌[٢].

و به همين معنى اشاره مى‌كند وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى‌ إِلَيْكَ وَحْيُهُ ... لا تُحَرِّكْ بِهِ لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِهِ‌. زيرا اين دو آيه مى‌فهماند كه پيغمبر اسلام به آن‌چه كه بر او بنا بود نازل شود علم داشته است. ولى اين دو آيه با قول اول نيز ملايمت دارد و مخصوص اين نظريه نيست و الله العالم.

سيوطى در (الدر المنثور) از ابن عباس نقل مى‌كند كه همه قرآن در شب قدر در بيت المعمور كه موقع ستارگان در آسمان دنيا است نازل شده‌


[١] . از اين آيه دانسته مى‌شود كه هدى و رحمت اثر تفصيل كتاب است نه اصل كتاب در آيه رمضان مى‌خوانيم كه الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ ... بايد متنزل در ماه رمضان نيز تفصيل باشد نه اجمال و عليهذا نظريه فوق ضعيف است.

[٢] . آن‌چه در ماه رمضان دفعه نازل شده است همين عنوان عارض است( الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ) اگر فرضا اين استظهار درست باشد دردى را در مقام دوا نمى‌كند و نيز در سوره دخان مى‌گويد: حم وَ الْكِتابِ الْمُبِينِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ ... دقت كنيد.