فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٧ - رحمت چيست؟

نشستن بر كرسى انجام داده مى‌تواند يا نه؟ مسلماً جواب منفى است.

ادخال ابتدايى انسان به بهشت را مى‌توان از همين قبيل دانست.

مسأله دوم اين كه تكامل انسان ربطى به ذات خداوند ندارد پس چگونه غرض و فعل خداوند واقع مى‌شود؟ و داعويت ايجاد او را مى‌يابد؟

اين سؤال شاخه‌اى از شاخه‌هاى فراوانى است كه از يك ريشه فاسد نشأت مى‌كند اين ريشه، قياس واجب الوجود به عاقل مادى و خلط كردن معقول به محسوس است. و بر پژوهشگران انديشمند لازم است كه اين مرز را در تمام مطالب علمى شديداً مراعات نمايند. انسان‌ها غالباً به خاطر چيزهايى‌كه به منافع و احساسات آنان مربوط مى‌شود حاضر به انجام كارى مى‌شنود و گرنه اقدامى نمى‌كنند.

ولى نادرا افرادى كامل هم پيدا مى‌شوند كه در اعمال خود به منافع شخصى و احساسات خود مانند رقت كردن به مظلوم و بيچاره پابند نيستند و كار خوب را به خاطر خوبى آن انجام مى‌دهند،[١] و داعويت عقلى در نفس آنان صورت مى‌گيرد وقتى كه اين مسأله در انسانى كه اسير احساسات است قابل حل باشد درباره خداوند و غنى و فاقد احساسات و عواطف به طريق اولى حل شدنى است. بلى تكامل انسان و هر موجود قابل ديگر و رسيدن آنان به كمال نهايى امريست خوب، تهيه زمينه آن مانند ايجاد انسان و تجهيز او به عوامل تكامل نيز خوب است‌


[١] . اين جمله از حضرت على نقل شده است. ما عبدك خوفا من تارك و لا طمعا فى جنتك بل وجدتك اهلًا للعباده فعبدتك.