فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٧٠ - مطلب چهارم حيات و پاداش برزخ

دليل اين كه زندگى دنيا در اين‌جا مهمل گذاشته شده اين است كه مراد از كفار از احيا و اماته مطلق ما وقع نيست بلكه آن حيات و اماته‌اى است كه سبب علم به معاد شده باشد.

ولى ممكن است بگوييم مراد از دو اماته اماته دنيا و اماته بين دو نفخ در قيامت است و يا اماته بعد از عذاب محدود قبر، و مراد از دو احيا احياء دنيا و احياى حشر و نشر است و ملزمى براى تعيين احتمال اول وجود ندارد. راست كه زندگى دنيا تأثيرى بر اعتقاد كفار نسبت به معاد ندشاته است ولى مسلم است كه اماته برزخ نيز در آن تأثير نداشته بلكه يكى از دو احيا هم بى‌تأثير است زيرا ممكن بگوييم احياى برزخ و مشاده عذاب موجب علم كفار به صدق وعده‌هاى خداوند شده است و احياى قيامت سببيتى در اعتقاد ندارد و تحصيل حاصل محال است.

و ممكن است بگوييم احياى قيامت به تنهايى براى اعتقاد به حقيقت معاد كفايت مى‌كند و محتاج به ذكر ضمايم ديگرى نيست قال الله تبارك و تعالى: وَ لا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ‌ (حج ٥٥).

گذشته از آن آيه بر فرض دلالت داشتن بر حيات برزخ مثبت استمرار حيات آنان تا قيامت نيست بلكه اماته برزخ كه از طرف مستدل در آن عرض شده دليل بر عدم استمرار آن است پس مدلول آيه اثبات حيات برزخ به نحو موجبه جزئيه مى‌باشد.