فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٢ - مطلب چهارم حيات و پاداش برزخ
نفى آن اگر دروغ نباشد چنانچه ثابت كند كه نيست حكايت از عدم آن مىكند[١].
[موضوع پنجم] بعضىها نفى مكث را نه دروغ مىدانند نه مربوط به زندگى دنيا و نه كوتاه شمردن مكث برزخ كه در وجه آتى بيان مىشود بلكه آن را معلول فراموشى مىدانند و اين فراموشى از احوال و عذابها و وحشتهاى روز حشر ناشى مىشود هر قرآن را بخواند مىداند روز قيامت چه هولها و بلاهايى دارد.
در جواب مىگوييم كه اولا حيات هزاران ساله كه غالبا توام با عذاب و درد بوده قابل فراموشى نيست و ثانيا از لازمه فراموشى و ترديد و شك است و بايد اظهار نادانى مىكردند و مىگفتند كه نمىدانيم چه اندازه مكث كردهايم نه اين كه انكار كنند. حتى سوگند هم بخورند.
و ثالثا مكث قليل را كه استثنا كردهاند چگونه فراموش نكردهاند خصوصا اگر آن را با اوائل دفن و عذاب قبر بدانيم زيرا ممكن نيست آن مقدار كم را كه هزاران سال قبل واقع شده به ياد داشته باشند و بقيه را كه متصل به حشر است فراموش كنند.
[١] . مگر اين كه بگوييم سلولهاى مغز مادى در قيامت به وجود آمده و لذا از عالم برزخ كه عكسهايى ندارد انكار مىكند، ولى مدرك روح است، او كه در برزخ بوده و چگونه فراموش مىكند.