فوايد دمشقيه - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٢٢ - مطلب نهم عتاب ها و خطاب هاى غير محترمانه

در نفس خود پنهان مى‌كنى آن‌چه را كه خداوند آشكارش مى‌دارد از مردم مى‌ترسى خداوند سزاوارتر است كه از او بترسى. از عايشه (رض) نقل شده اگر چيزى از قرآن پنهان مى‌ماند همين آيه بود. (ولى پيامبر مأمور بود و آن را به مردم رساند).

٩- عَبَسَ وَ تَوَلَّى‌ أَنْ جاءَهُ الْأَعْمى‌ وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّهُ يَزَّكَّى‌

ترش رويى نمود و روى خود را بر گردانيد از اين كه كورى به سوى او آمد چه مى‌دانى شايد او (از خدا) بترسد و يا پند بگيرد و از آن انتفاع ببرد تو متوجه كسانى مى‌شوى كه خود را از راهنمايى تو بى‌نياز مى‌دانند.

بعدها- به نقل تاريخ- پيامبر اين مرد كور را احترام مى‌كرد و مى‌فرمود: خوش آمد كسى كه پروردگارم مرا به خاطر او سرزنش كرد.

البته آن حضرت، به خاطر جلب نظر كفار متكبر، به اسلام و هدايت آنان مشغول صحبت با آنان بود. و اين مرد كور كه موقف آن حضرت و حضور كفار را نمى‌ديد و با صداى بلند مى‌گفت يا محمد (يا) رسول الله؛ و خواهان جواب سؤالات خود بود. كه اين اصرار- با صداى بلند- بر حضرت گران تمام شد. و بر حسب ظاهر حق با او بود. ولى خداوند ايشان را به آيات فوق سرزنش فرمود!!