علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩١
است: Gقُلْ إِن كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُF.[٢٧٥]
ويژگيهاي تعليم و تربيت عرفاني
انسان تربيت يافته بر اساس آرمانهاي عرفاني، قصد ماندن و در جا زدن در حوزه نسبيت و کثرت را ندارد؛ بلکه بهعکس، در تلاش است پس از کاويدن اين حوزه خود را از دست آن خلاص کرده، به قلمرو وحدت وارد شود. اين نوع تعليم و تربيت رو به سوي وحدت و ويژگيهاي آن _ يعني ثبات، قطعيت و مطلق بودن _ دارد. از اينرو در جريان تعليم و تربيت عرفاني، متربي با کمک و نظارت مربي در جستوجوي ردپاي وحدت از خلال کثرت است.[٢٧٦] وحدتآفريني تربيت عرفاني از منظري ديگر نيز قابل بحث است و آن وحدت در رويه است که باعث اتحاد اديان و مذاهب ميشود.
وحدت _ که باطن دين به شمار ميآيد _ در نظريههاي تعليم و تربيت خود، خدا را در مرکز قرار ميدهد؛ زيرا خدا را در ظاهر و باطن، آشکار و پنهان و اول و آخر ميبينيد و از جهت درون و بيرون به تربيت انسان اقدام ميکند. لويي ماسينيون ميگويد:
دعوت عرفاني بنابر قاعده، نتيجه طغيان دروني وجدان بر بيعدالتيهاي اجتماعي است؛ آن هم نهتنها بر خطاها و کاستيهاي ديگران، مگر پيش از همه و بهويژه بر خطاها ي خود و با آرزويي فزاينده در پي پالايش درون، براي بازجستن خدا به هر بهايي است.[٢٧٧]
با چنين ديدگاهي
عرفان، اديان و مذاهب را به هم نزديک ميکند و از دشمني
دور ميسازد. عارفان يک حرف مشترک دارند. المازار بن يهودا،عارف
يهودي
(م١٢٣٠م) ميگويد:
همه چيز در
توست و تو در همه چيزي؛ تو همه چيز را از درون ميانباري
و از بيرون
در بَرش ميگيري. چيزها که آفريده شدند، تو در همه چيز
بودي. پيش از آنکه چيزها آفريده شوند، تو همه چيز بودي.[٢٧٨]
عارفي مسيحي نيز گفته است:
[٢٧٥]. سوره آل عمران، آيه ٣١.
[٢٧٦]. «فرايند تعليم و تربيت با اقتباس از مباني عرفان اسلامي»، ص٧٩.
[٢٧٧]. «تعليم و تربيت عرفاني»، ص٢٨.
[٢٧٨]. همان، ص٢٨.