علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥٦

لَتَهْدي إِلى‌ صِراطٍ مُسْتَقيمٍF[١٤٢] است.

علم و قلب

«داخل» شدن در قلب انسان از ويژگي‌هاي علم و مخصوص افراد مشخص است[١٤٣]
گرچه اغلب داخل شدن‌ها، بسته به موضوع، شرايط و موقعيت، مي‌توانند خروج نيز
داشته باشند: Gوَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى‌ عِلْمٍ‌ وَ خَتَمَ‌ عَلى‌ سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِF[١٤٤]. جايگاه و مأواي علم در قلب است که با قفل زدن بر آن انسان از ضالين مي‌شود؛ زيرا قلب ظرف علم است: [لَا جَرَمَ‌] أَنَّ مَنْ عَلِمَ‌ اللَّهُ مِنْ قَلْبِهِ‌[١٤٥]. تمامي اسرار و آگاهي انسان در قلب او جاي دارد و خدا از قلوب آگاه است. «حَسْبُ الْمُؤْمِنِ عَيْباً إِذَا رَأَى مُنْكَراً أَنْ لَا يُعْلَمَ‌ مِنْ قَلْبِهِ‌ أَنَّهُ لَهُ كَارِهٌ»[١٤٦] به محتويات قلب اشاره دارد.

اگرچه علم با قلب همانند شعر و قلب ترکيب نمي‌شود، اما در صورت استعمال به
علت اشاره به محتويات قلب، نيازمند حروفي مانند «في»، «من» و... است و اغلب منظور، علم لدنّي و الهي است که ملجأ و آرامگاهش آن‌جاست که البته به اراده خداوند توان ورود
و خروج از قلب را نيز دارد. مأواي علم، اسرار و... صرفاً قلب است. به عبارتي رابطه قلب
و علم، رابطه ظرف و مظروف است. در صورت ناديده گرفتن تفاوت ترکيب علم و قلب
با ترکيب آن و شعر، توضيحات فوق، با موضوع و احوال متن نامه٥٣ متفاوت خواهد
بود. در اين بخش از نامه، حضرت علي٧ در حال توصيه به مالک است که به مردم، نگاهي رحماني داشته باشد. گرچه رحمت، لطف و محبت برخاسته از قلب هستند، ولي
به علم لدني نيازي ندارند؛ زيرا مسائلي پيچيده، غريب و ناشناخته نيستند که به تعريف
از جانب غيب نياز داشته باشند. در واقع آنها از مؤلفه‌هاي انسانيِ بديهيِ لازم و فطري
مانند محبت بين والدين و فرزند به شمار مي‌روند. از اين‌رو علت عدم استعمال اين ترکيب روشن مي‌شود.

در مجال بعدي نيز قلب مورد بررسي قرار مي‌گيرد که به نتيجه‌اي روشن برسيم.


[١٤٢]. سوره شوري، آيه ٥٢.

[١٤٣]. لسان العرب، ج١٣، ص١٨.

[١٤٤]. سوره جاثية، آيه ٢٣.

[١٤٥]. التفسير المنسوب إلي الإمام الحسن العسکري٧، ص٢٩٨.

[١٤٦]. الفقه المنسوب إلي الإمام الرضا٧، ص٣٧٦.