علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٥١
رعيت با عنوان فضايل ياد شدهاند که توسط عفت، ملکه روح شده و براي قلب مبدل به شعار شدهاند. وي شعار را استعاره ميداند:
الثاني: أن يشعر قلبه الرحمة للرعيّة... و هي فضائل تحت ملكة العفّة، أى اجعل هذه الفضائل شعارا لقلبك. و لفظاً الشعار و السبع مستعاران.[١١٧]
اين واژه در بحار الانوار، به معناي شعار در نظر گرفته شده و معناي پوشش يا نشانه، به طور مشخص از هم تفکيک نشده است:
قوله٧ و أشعر قلبك ... أي اجعلها شعاره.[١١٨]
«شعر» داراي دو معناست؛ ١. حقيقي: نشانه؛ ٢. مجازي: ملازمت رحمت با قلب که همانند لباسي به تن چسبيده است. البته معناي مجازي با ترکيب با قلب افاده ميشود. در نهايت ميتوان چنين نتيجه گرفت که هر دو معنا در ترجمه و روند فهم متن خللي وارد نکردهاند، بلکه معناي مجازي آن را زيباتر و دلنشينتر نيز مينمايند. نکته اينکه در هر دو، مبحث مهم ملازمت بايد مورد نظر باشد؛ در غير اين صورت، تأکيد موجود در جمله مورد خدشه واقع شده و منظور اصلي متن مفهوم نخواهد بود. تأکيد موجود، درباره إشعار قلب به سبب رحمت، محبت و لطف است که نبايد از نظر دور بماند.
إشعار قلب در احاديث
امام سجاد٧ ميفرمايد:
... وَ أَشْعِرْ قَلْبِيَ الِازْدِجَارَ عَنْ قَبَائِحِ السَّيِّئَات.[١١٩]
رسول اکرم٦ فرمود:
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي فِيهِ طَاعَةَ الْخَاشِعِينَ وَ أَشْعِرْ فِيهِ قَلْبِيإِنَابَةَ الْمُخْبِتِينَ.[١٢٠]
امام صادق٧ فرموده است:
أَنَّ رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيّاً٧ فَقَالَ: يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ... وَ أَشْعَرَ قُلُوبَهُمْ تَوَاضُعَ
[١١٧]. شرح نهج البلاغة لابن ميثم، ج٥، ص١٤١.
[١١٨]. بحارالانوار، ج٣٣، ص٥٣٣.
[١١٩]. صحيفة السجادية، ص٢٢٦، دعاي ٤٧.
[١٢٠]. زاد المعاد، ص١٤٣ و ١٤٤؛ همان، ج٩٥، ص٤٢.