علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨٨
ميشود، دست در لانه مار ميکند، به بالاي کوهها و آتشفشانها و... ميرود که فطرت حقيقتجويي خود را بيابد.
در ارتباط با موضوعات بحث شده ميتوان گفت تربيت بايد همسو و هماهنگ با تواناييهاي فطري انسان بوده از حد طاقت و ظرفيت او افزون نباشد.[٢٦٤]
٤-١. عدالت
عدالت واژهاي است که به تربيت نياز دارد؛ چون مردم و جامعه در اثر عدالت، اصلاح ميشوند، بديها را فراموش ميکنند و به قانون گرايش پيدا ميکنند؛ زيرا هيچ چيز مانند عدالت مقتضي تربيت نيست و اين حقيقت به صراحت در سخنان پيشوايان و بزرگان ديني آمده است.
حضرت علي٧ ميفرمايد:
العدلُ حياةٌ؛[٢٦٥]
عدالت حيات است.
همچنين ميفرمايد:
بالعدلِ تُصلُح الرعية؛[٢٦٦]
مردم به وسيله عدالت اصلاح ميشوند.
در حکومت ستم، انسانها به خواري کشيده ميشوند، گناه ميکنند و دست به تباهگري ميزنند؛ اما در حکومت عدالت، استعدادها شکوفا ميشود، خردها به کمال ميرسد و حکمت و علم فراگير ميگردد. بنابراين عدالت بهترين وسيله است که بتوان مردم را از آلودگيها پاک کرد و به راستي و درستي سير داد. از اينرو سير تربيتي پيامبران اين بوده است که با زدودن ستمها و برپا کردن عدالت، حجابهاي تربيت را پس زنند و آدميان را به صفات و کمالات الهي متصف کنند.
٥-١. کمالطلبي
غايت تربيت و فلسفه وجود آن _ که هم از آيات و هم از سيره معصومين _ استنباط
[٢٦٤]. «مباني تعليم و تربيت در متون ديني»، ص١١٧.
[٢٦٥]. غررالحکم، ج١، ص٢٠.
[٢٦٦]. همان، ج١، ص٢٩٢.