علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٤
نيز آفريد که ايمان را در قلوبشان به امانت نهاد و اگر [به سبب اعمالشان] خدا بخواهد، تا آخر مؤمناند واگر بخواهد ايمان را از آنان ميگيرد؛ ابوالخطاب از اين دسته بود که ايمان از طرف خدا به عاريت داشت و چون بر پدرم دروغ بست، خدا ايمان را از او سلب کرد... .
طبق اين حديث و ديگر نقلها، زندگي ابوالخطاب به دو بخش عمده تقسيم ميشود؛ يکي پيش از انحراف و در زمان سلامت اعتقاد و ديگري زمان غلو و انحراف عقيده.
آنچه از وي در کتب حديثي راه يافته، به اعتراف اصحاب ائمه: و محدّثان، همه پيش از تغيير ايدئولوژيک اوست که در ذيل چند نمونه گزارش ميشود:
در بخش رواياتِ ابوالخطاب خواهد آمد که زراره و علي بن عقبه _ دو تن از شاگردان ثقه و معروف امام صادق٧ _ تصريح ميکنند رواياتي را که از ابوالخطاب نقل کردهاند پيش از انحراف وي بوده است.
شيخ طوسي در عدة الاصول ميگويد:
و أما ما ترويه الغلاة، و المتهمون، و المضعفون و غير هؤلاء، فما يختص الغلاة بروايته، فإن كانوا ممن عرف لهم حال استقامة و حال غلو، عمل بما رووه في حال الاستقامة و ترك ما رووه في حال خطائهم، و لأجل ذلك عملت الطائفة بما رواه أبو الخطاب محمد بن أبي زينب في حال استقامته و تركوا ما رواه في حال تخليطه؛[٦٩]
اما بحث درباره احاديثي که غاليان و ضعيفان در حديث نقل کردهاند: اگر اين دسته راويان از کساني باشند که هم زمان استقامت آنان و هم زمان غلوشان شناخته شده باشد، آنچه در زمان استقامت از آنان نقل شود، بدان عمل ميشود و آنچه در زمان غلو باشد رها ميشود و به همين دليل طايفه اماميه [علما و محدِّثان شيعه] به روايات ابوالخطاب در حال استقامت عمل کرده و رواياتش در زمان غلو را نقل نکردهاند.
اين سخن شيخ ميرساند که محدثان و علماي شيعه در نقل احاديث از اين افراد، دقت لازم را داشتهاند.
شيخ بهايي نيز مينويسد:
المستفاد من تصفّح كتب علمائنا المؤلّفة في السير و الجرح و التعديل أنّ أصحابنا الإمامية كان اجتنابهم _ لمن كان من الشيعة على الحق أوّلًا ثمّ أنكر إمامة بعض الأئمّة: _ في
[٦٩]. العدة في اصول الفقه، ج١، ص١٥١.