علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٠
آمده و دال بر حضور سلمان در خانه حضرت فاطمه٣ براي گرفتن هديه از ايشان است اشکالاتي را مطرح کرده است. از جمله اشکالات وي، گزارش اين نکته است که حضرت فاطمه٣ نتوانسته پاهايش را بپوشاند.
عبدالرحمن بن محمد، مسئله نص ابوبکر بر خلافت عمر و شوراي عمر را از مسائل اختلافي بين شيعه و اهلسنّت برشمرده؛ ولي هيچ سخني از ادلّه شيعه نقل نميکند. وي برخي از احاديث دال بر فضايل خلفا را تضعيف کرده و برخي را ميپذيرد. او روايات طعن بر معاويه، ابوسفيان و عثمان را تضعيف سندي ميکند و اصل در صحابه را عدالت ايشان ميداند؛ مگر اينکه از پيامبر٦ نصي بر عدم عدالتشان رسيده باشد. وي حتي وليد بن عقبه را _ که مورد نزول آيه Gإِن جاءَکُمْ فَاسِقٌF[٤٣] است _ عادل شمرده و روايات سبب نزول را تضعيف ميکند. وي اين روايات را بر فرض صحّت، مربوط به دوران جواني وليد ميداند که بعدها توبه کرد و نماد حاکم عادل، باهوش و نيکوسيرت شد؛ همانگونه که پيش از آن نماد جهاد شده بود. وي جعل روايت عليه وليد را کار عدّهاي از اشرار شمرده که به دست وي عقاب شدند. نويسنده، فعل صحابه را همانند قول ايشان حجّت دانسته و خود، در موارد متعدّدي براي اثبات سخن، به افعال صحابه _ مخصوصاً ابوبکر و عمر _ استناد ميکند؛ اما روايات ائمه: از پيامبر٦ را در صورتي که سند آن تا رسول خدا٦ متصل نباشد، نميپذيرد. وي حتي در جايي، روايت امام حسين٧ درباره سيره حضرت فاطمه٣ در زيارت قبور را رد کرده است.[٤٤] مولّف، از قضيه غرانيق نيز دفاع ميکند.[٤٥]
او به روايت دوات و قلم اين اشکالات دلالي را گرفته است:
١. هنگامي که پيامبر٦ دوات و قلم طلب کرد، اهلبيت کجا بودند و چرا ايشان دستور پيامبر٦ را اطاعت نکردند؟
٢. آيا عمَر ميتواند جلو اجراي وحي را بگيرد و آيا خدا نميتوانست جلوي صحابه و اهلبيت را که قلم و دوات نياوردند بگيرد؟
٣. چرا پيامبر٦ پيش از اين به فکر نوشتن امامت علي بن ابيطالب٧ نيفتاد؟
[٤٣]. سوره حجرات، آيه ٦.
[٤٤]. جالب اينکه روايت مذکور از نظر نويسنده، داراي صحّت سندي است.
[٤٥]. نويسنده نگفته که آيا رفتار شيعه موجب وهن پيامبر است يا نسبت دادن افسانه غرانيق به ايشان؟