علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٨

متني، رد مي‌کند. وي در تفاوت بين تبرّک و توسل گفته است:

تبرّک، براي رسيدن به خير دنيوي است و آن‌چه اثرگذار است متبرَّک‌به است، ولي توسّل، اعم از خير دنيوي و اخروي است و آن‌چه اثرگذار است دعاي متوسِّل است.

نويسنده، روايات دال بر استحباب زيارت قبر پيامبر٦ را نمي‌پذيرد و در عين
حال مي‌گويد:

زيارت قبر پيامبر مستحب، ولي تبرّک به آن ممنوع است.

او روايات دال بر سجده بر خاک و سجده بر تربت امام حسين٧ را تضعيف سندي و دلالي مي‌کند.[٣٢]

وي «تأويل» را به «تفسير» و «مرجع» معنا کرده و هرگونه معناي ديگري براي اين واژه را رد مي‌کند. او به «جسمانيت توقيفي» درباره خدا قائل شده و ديدن خدا با چشم سَر در آخرت، انگشت داشتن خدا و برخي چيزهاي ديگر را پذيرفته است. در مقابل، تعداد انگشتان خدا، پا روي پا انداختن خدا در عرش و برخي امور ديگر را تضعيف سندي مي‌کند. وي اين روش را «طريقه وسطي» نام مي‌نهد.

ابن‌دمشقيه احاديث دال بر ائمه اثني‌عشر را تضعيف سندي کرده و آن را بر فرض اثبات، شامل خلفاي چهارگانه و برخي از خلفاي بني‌اميه و بني‌عباس مي‌داند.[٣٣] او قضيه مهماني تبليغي پيامبر در آغاز بعثتِ علني و اِعلام علي بن ابي‌طالب به عنوان خليفه ايشان در آن مجلس را رد کرده و شيعه را به دليل نقل اين روايت، متهم به مسخره کردن پيامبر مي‌کند.[٣٤] او همه روايات دال بر وصايت، امامت و ولايت امام علي٧ را تضعيف سندي و دلالي کرده و تمام روايات دال بر اِعلام امامت علي٧ در روز غدير را «ضعيف السند و الدلالة» مي‌شمرد. وي حتّي تولد حضرت علي٧ در کعبه را انکار کرده، ولي ولادت «حکيم بن حزام» را در جوف کعبه مي‌پذيرد.[٣٥] او نزول آيه Gوَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُF در قضيه


[٣٢]. نويسنده نگفته که چگونه چندين روايت مجعول از صحابه درباره سجده بر تربت به اصلي‌ترين کتاب‌هاي حديثي اهل سنّت راه يافته است؟

[٣٣]. او نگفته که آيا ويژگي‌هاي بيان شده براي ائمه اثني‌عشر، بر خلفاي اموي و عباسي قابل تطبيق است يا نه؟

[٣٤]. نويسنده نگفته که اگر جانشيني علي بن ابي طالب٧ در سيزده سالگي مسخره است، آيا پيامبري عيسي٧ در گهواره، مسخره‌تر نيست؟

[٣٥]. آيا برخورد نويسنده با رواياتِ گوياي ولادت امام علي٧ در کعبه همانند برخورد وي با گزارش ولادت حکيم بن
حزام است؟