علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤٨
همانند ادراک که به سبب قواي ادراک، آن را به دست ميآورد.[١٠١]
با اين تفاسير، يک کارگزار نبايد منتظر الحاق مواقع يا ابلاغ مسائلي باشد، سپس نسبت به رعيت رحمت و محبت نشان دهد. اين سبک رفتار با سيره حضرت علي٧ نيز سازگار نيست. يک کارگزار بايد قلبش را ملازم و مالامال از رحمت و محبت بي دريغ نسبت به رعيت نمايد، بدون اينکه منتظر موقعيتهايي خاص، يا رسيدن مسائلي به يکديگر و يا پيشينه باشد. اين ميتواند يکي از علل عدم گزينش اين واژه در اين جايگاه باشد. توضيحاتي بيشتر در ادامه درج خواهد شد.
وجدان
لازمه وجدان، يافته شدن و صيرورت مصدر آن است؛[١٠٢] يعني در ابتدا چيزي موجود است که يا ناشناخته يا ناپيدا و يا ناپديد است، سپس يافت ميشود. اين حالت نشان از دفعي بودن وجدان ميدهد؛ مانند اينکه کسي چيزي گم کرده باشد و به ناگاه پس از جستوجو آن را بيابد. با اين مقدمه، ميتوان متوجه شد که علت عدم استخدام (وجد) در کلام امام چيست. در واقع رحمت، محبت و لطف، اموري ناشناخته يا ناپديد يا ناپيدا براي انسان نيستند که نيازمند شناخته شدن و پيدا شدن و سپس صيرورت مصدرشان باشند. از مؤلفههاي انساني، محبت و توجه داشتن به عالَم و مخصوصاً همنوعان است. ضمن اينکه دور از فصاحت و بلاغت است که از اين ريشه در اين جايگاه استفاده شود؛ زيرا مشخصاً اين ريشه نيز نميتوانسته معناي مورد نظر را برساند.
حس
«حس»به دو اصل بازميگردد: ١. پيروزي بر چيزي به سبب قتل يا چيزي شبيه آن (بر وزن إفعال به معناي دانستن)؛ ٢. صدايي که در اثر درد و مانند آن از کسي خارج شود.[١٠٣] حس اول علم يا دانستن و فهميدن چيزي در وهله اول است. علت ناميدن دانش به علم، حس و نيز همراه احساس است؛ در حالي که احساس از جنس ادراک و ابزارهايي است که به سبب آن ادراک ايجاد ميشود؛ مانند چشم، گوش و... .[١٠٤] در اين مجال، اصل اول مورد نظر
[١٠١]. الفروق في اللغة، ص٨٣.
[١٠٢]. همان، ص٨٢؛ معجم مقاييس اللغة، ج٦، ص٨٦.
[١٠٣]. معجم مقاييس اللغة، ج٢، ص٩ و ١٠.
[١٠٤]. الفروق في اللغة، ص٨٢.