علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٥
مولّف پس از اين دستهبندي، حفظ سنّت پيامبر٦ توسط اهلسنّت را با وجود همه دسيسههاي شيعه، ناشي از معجزه الهي دانسته و اسباب اين معجزه را علمِ جرح و تعديل ميشمرد که به گمان وي، شيعه نظير آن را ندارد.[٢٥]
ج) بررسي ساختار
اين رساله از يک مقدّمه و ٢١ باب تشکيل شده است. در مقدّمه، پس از ذکر کلياتي درباره پاياننامه، مباحثي را به عنوان مبادي آورده است: اصول روايت و حديث نزد شيعه، سبب نگارشهاي علم الحديثي شيعه، روشها و مباني شيعه براي تبديل احاديث ضعيف به صحاح و تناقضات در تصحيح و تضعيف.
سپس نويسنده وارد ابواب اصلي کتاب شده و باب نخست را در دو فصل سامان داده است. ابتدا تراجم رجالي را که شيعه مدّعي سنّي بودن آنهاست و سپس رجالي که شيعه آنها را مطعون دانسته است. باب دوم و سوم به موضوع استغاثه و توسّل به غير خدا اختصاص دارد. باب چهارم در دو فصل، موضوع تبرّک، زيارت و سجده بر تربت را بررسي ميکند. در باب پنجم، اسما و صفات الهي مطرح شده و باب ششم به موضوع تحريف قرآن ميپردازد. عنوان باب هفتم چنين است: تشکيک و تشنيع بر احاديث صحيحه. در باب هشتم نيز درباره برتري دادن امام بر نبي بحث ميکند. در باب نهم، از احاديثي بحث شده که شيعه از آن سوء استفاده کرده؛ مانند روايت مسلم از حذيفه، دال بر اينکه رسول خدا٦ همه وقايع را تا روز قيامت به او آموخت. به گمان نويسنده، شيعه از اين روايت سوء استفاده کرده و علم غيب را براي ائمه خود ثابت ميکند.[٢٦] در باب دهم، رواياتي که شيعه انکار کرده، ولي خودش مانند آن را دارد، بحث ميشود. مولّف، باب يازدهم را به موضوع «امامت» اختصاص داده و در باب دوازدهم، موضوع «شوري» و «نص» را ميآورد. وي در باب سيزدهم با عنوان «حقوق و فضايل اهلبيت»، اين فصول را آورده: ستمگريهاي منسوب به صحابه، مهدي صاحب السرداب، فضايل کذب براي پيامبر، اهلبيت کياناند، فضايل کذب براي اهلبيت، فضايل کذب براي شيعه، مفاهيم باطلي درباره اهلبيت و صلوات بر
[٢٥]. شايد نويسنده فرصت نکرده به حجم بزرگ کتابهاي رجالي شيعه نگاهي بيندازد. تنقيح المقال _ که در واقع بيشترين مطالب آن برگرفته از مطالب رجاليان گذشته است _ در چاپ جديد، حدود يکصد و بيست جلد ميشود.
[٢٦]. نويسنده به حدود و قيود علم غيب ائمه: از ديدگاه شيعه اشارهاي نميکند.