علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٥

لم تکن الزهراء امراة عادية بل کانت امراة روحانية امراة ملکوتية انساناً بکل ما للانسان من معني انها موجود ملکوتي ظهر في عالمنا علي صورة الانسان بل موجود الهي جبروتي ظهر بصورة امراة.[٥٨]

وي مصدر سنّت نزد شيعه را قول امام شمرده، نه سخن پيامبر[٥٩] و دليل آن را تحريف روايت «کتاب الله و سنّتي» به «کتاب الله و عترتي»[٦٠] مي‌شمرد.

نقدهاي نويسنده نسبت به روايات شيعي و حتّي روايات سنّي منطبق با عقايد شيعه، بدون بررسي خانواده حديث و شروح آن است. او درصدد است روايات فضايل اهل‌بيت: و بسياري ديگر از روايات منطبق با عقايد شيعه را با کوچک‌ترين اشکالي رد کند و حتي در صورت نيافتن اشکال، دلالت آن را از ظهور بيندازد؛ کاري که هيچ‌گاه نسبت به ساير احاديث انجام نداده است.

ز) امانت‌داري در نقل مطالب

مولّف، در سراسر پايان‌نامه‌اش از شيوه تقطيع نادرست براي اثبات مدعاي خويش بهره برده و مطالبي را به شيعه نسبت مي‌دهد که جايگاهي در شيعه ندارد. وي حتي شبهات شيعه را تقطيع مي‌کند. او اقوال ضعيفي را که اثبات‌کننده ادّعاي وي باشد، پيدا کرده و آن را زمينه حمله به تشيع قرار مي‌دهد.

عبدالرحمن بن محمد معتقد است شيعه در قرن يازدهم در رواياتي که «اهل‌بيت» را به «آل عباس، آل علي، آل جعفر و آل عقيل» تفسير کرده، تدليس کرده است؛ اما هيچ شاهدي مبني بر وجود اين روايات در کتب شيعه ارائه نمي‌کند. وي مي‌گويد:

گروهي از شيعه براي اين‌که همه فضايل را براي فاطمه اثبات کنند، وجود دختراني به نام‌هاي رقيه و ام‌کلثوم را براي پيامبر انکار کرده و اين دو را ربيبه پيامبر از خديجه مي‌دانند.

او حتي مطالبي را به امام علي٧ نسبت مي‌دهد که قابل تأمّل است. مثلاً از «الغدير»


[٥٨]. نويسنده نتوانسته بين «موجود الهي» با «اله» تفاوتي قائل شود!

[٥٩]. وي توضيح نداده که اگر چنين است، چرا شيعه از روايات پيامبر٦ بهره مي‌گيرد؟

[٦٠]. اين روايت با همان الفاظي که نويسنده، مدّعي مجعول بودن آن است در منابع مختلف اهل سنّت آمده است (نک: سنن الترمذي، ج٥، ص٣٢٨؛ مسند ابن حنبل، ج٣، ص١٤؛ السنن الکبري، ج٥، ص٤٥؛ المستدرک علي الصحيحين، ج٣، ص١٠٩؛ مسند ابن الجعد، ص٣٩٧؛ المصنف، ج٧، ص٤١٩؛ مسند ابي يعلي، ج٢ ص٢٩٧ و ده‌ها منبع ديگر).