علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨٥
فرد را به اوج ارزشها برساند و اگر غلط افتد، وي را به سقوط کشاند؛ زيرا آدمي بر خلاف حيوانات که آگاهيها و نيازهاي خود را به صورت غريزي ميدانند، در آغاز ولادتش فاقد علم و ادراک و تربيت و کمال است و به تدريج با تعليم و تربيت مستقيم و غيرمستقيم استعدادهاي بالقوه او به فعليت ميرسد و رشد و تکامل مييابد.[٢٥٥]
پرسشهاي مهم و اساسي اين مقاله عبارتاند از:
_ مؤلفههاي فلسفي تعليم و تربيت کداماند؟
_ مؤلفههاي عرفاني تعليم و تربيت چيست؟
_ مؤلفههاي روايي تعليم و تربيت کداماند؟
آنچه از کتب و مقالات موجود در اينباره به دست ميآيد، نشان ميدهد مقالات متعددي در زمينههاي مختلف نوشته شده که هر يک به نوعي با توجه به ذوق و علاقه مؤلف، يکي از مباني تعليم و تربيت اسلامي را مورد نقد و بررسي قرار دادهاند . وجه تمايز اين نوشتار نسبت به مقالات ديگر، توجه و پرداختن به مباني فلسفي، عرفاني و روايي تربيت اسلامي به صورت يک کل منسجم است.
١. مباني فلسفي تعليم و تربيت اسلامي
در اين بحث ميخواهيم به اين سؤال پاسخ دهيم که فلسفه تربيت انسان در اسلام چيست و اساساً اسلام چرا براي تربيت انسان، پيامبر٦ برانگيخته و برايشان دستوراتي داده است؟ ائمه اطهار: در ادامه راه انبيا چه رسالتي به عهده دارند يا از سوي ديگر، فلسفه وجوب تزکيه و تربيت براي انسان چيست؟ در تعليم و تربيت اسلامي چه مؤلفههايي مباني فلسفي تربيت را شکل ميدهند؟
١-١. خليفة اللهي
انسان موجودي شگفتانگيز است؛ موجودي است که با همه تواناييهاي خود _ در صورت کسب آنان _ مستعد اتصاف به همه صفات و کمالات الهي است و آفريده شده است که به مقام «خليفة اللهي» برسد و اين مسير جز با تربيت حقيقي ميسر نميشود. حقيقت انسان، حقيقتي ملکوتي است و انسان با طي مراتبي، قوس نزولي را طي کرده و در اين مرتبه خاکي و در پايينترين مراتب قرار گرفته است و با تربيت ميتواند به حقيقت وجود
[٢٥٥]. فلسفه تعليم و تربيت، ص١٧.