علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٤١
احاديث اين باب روشن ميشود که اين روايت به عنوان مويّد روايات پيشين است، نه روايت محوري باب؛ چون در کافي، پيش اين روايت، دو حديث از محمد بن مسلم و زراره به همين مضمون نقل شده و اين روايت به عنوان مؤيّد آمده است؛ در تهذيب نيز پس از بيان فتواي شيخ مفيد و آوردن روايت محمد بن مسلم در تثبيت اين فتوا، به ذکر روايت ابوالخطاب پرداخته است.
بنابراين روايات راه يافته از ابوالخطاب در کتب اربعه، نه مغايرتي با آموزههاي شيعي دارد و نه روايت محوري در ابواب فقهي است. از طرفي، در دو سلسله سند از اين روايات تصريح شده که اين احاديث، در حال استقامت و استواري عقيده و پيش از غالي شدن او شنيده شده است.
نتيجهگيري
محمد بن
ابيزينب ملقب به ابوالخطاب پس از مدتي که از
شيعيان و اصحاب امام صادق٧ بود، به عللي تغيير
عقيده داد و از غاليان و دروغپردازان مشهور در تاريخ
حديث شيعه شد. وي در کتب اربعه، ناقلِ پنج روايت است.
اين روايات به هفت سند در جوامع روايي ثبت شده و در سند
دو روايت، به سلامت عقيده وي در هنگام تحديث، تصريح
گرديده است. روايات وي هيچيک داراي
مطلبي خلاف اصول و انگارههاي مکتب تشيع نيست و از
طرفي روش محدثان در گزينش اخبار، وجود داشتن مضمون خبر در ديگر
روايات بوده و بررسي محتواي روايت، يکي از
ملاکهاي گزينش به شمار رفته است. با اين حال
تا امکان داشته از آنها به عنوان مؤيد استفاده شده، همچنانکه از
روايات ابوالخطاب
تنها يک روايت در فروع فقه آمده و با توجه به احاديث باب، از آن
به عنوان مؤيّد استفاده شده است.