علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٣٥

أقصى المراتب، بل كانوا يحترزون عن مجالستهم فضلًا عن أخذ الحديث عنهم، ...
فإذا قبل علماؤنا _ و سيّما المتأخّرون منهم _ رواية رواها رجل من ثقات الإمامية عن
أحد من هؤلاء و عوّلوا عليها و قالوا بصحّتها مع علمهم بحاله، فقبولهم لها و قولهم بصحّتها لا بدّ من ابتنائه على وجه صحيح لا يتطرّق به القدح إليهم، و لا إلى ذلك الرجل الثقة الراوي عن من هذا حاله، كأن يكون سماعه منه قبل عدوله عن الحق و قوله بالوقف، أو بعد توبته و رجوعه إلى الحق، أو إنّ النقل إنّما وقع من أصله الذي ألّفه و اشتهر عنه قبل الوقف؛[٧٠]

آن‌چه با مطالعه دقيق کتاب‌هاي تاريخ و جرح و تعديل به‌دست مي‌آيد اين است که دوري‌گزيني اصحاب اماميه نسبت به شيعياني که بر حق بوده و سپس انکار امامت برخي ائمه کرده‌اند، به مراتب شديدتر بوده است، اصحاب از نشست و برخاست با آنان دوري مي‌کردند چه رسد به اين‌که از آنان حديث بگيرند... پس وقتي مي‌بينيم که علماي ما به‌خصوص متأخران آنان با اين‌که اين راويان را مي‌شناخته‌اند؛ اما از آنان نقل روايت کرده و بدان اعتماد نموده و آن احاديث را صحيح ناميده‌اند، اين کار آنان بايد دليلي صحيح داشته باشد که سبب قدح آن علما و راويان ثقه‌اي که از اين افراد نقل روايت کرده‌اند، نشود؛ مثل اين‌که بگوييم: شنيدن حديث از آن فرد پيش از عدول وي از حق بوده يا پس از اين‌که از آن عقيده منحرف توبه کرده يا اين روايت در کتاب آن راوي بوده و آن کتاب پيش از وقف و تغيير عقيده مشهور بوده است.

اين سخنان حاکي از دقت و تعهد محدثان در انتقال ميراث ائمه: است. آنان
به حال اين راويان از ما قطعاً آگاه‌تر بوده‌اند و آن‌چه از اين افراد که مورد لعن ائمه:
واقع شده‌اند، نقل شده قطعاً به زمان استواري عقيده آنان برمي‌گردد. با اين حال
بررسي روايات اين شخص و جايگاهي که در ابواب مختلف دارد، اين دقّت را بيشتر
نمايان مي‌کند.

روايات ابوالخطاب

ابوالخطاب در کتب اربعه حديث شيعه پنج روايت به هفت سند دارد که در اين بخش به ذکر احاديث نقل شده از وي در کتب اربعه در دو بخش فقهي و غير فقهي به همراه سند و ذکر باب پرداخته مي‌شود. تقسيم‌بندي مذکور تنها بدين علت است که دقت در امور فقهي از ديرباز در ميان محدثان از اهميّتي ويژه برخوردار بوده است؛ اما بدين معنا نيست


[٧٠]. مشرق الشمسين، ص٥٨.